تبليغاتX
آمادگان شهادت - كربلاي 5 کليدي ترين عمليات دفاع مقدس
تحليلگران سياسي و نظامي داخلي و خارجي، عمليات «كربلاي 5» را بارها از زواياي گوناگون و البته از ديد خويش بررسي و ارزيابي كرده‌اند.
در حالي كه كارشناسان سياسي و امور بين‌الملل، با نگرش به ديپلماسي دو كشور ايران و عراق در جنگ و انفعال سياسي و همچنين تزلزل و ضعف روحي نيروهاي عراقي، اين عمليات را عملياتي بزرگ و كليدي به نفع جمهوري اسلامي ايران مي‌دانند كه خروجي آن صدور قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل است، كارشناسان نظامي با توجه به محاسبات نظامي و شناخت انواع جنگ‌هاي آفندي ـ پدافندي، در انگيزه نيروهاي ايراني در انتخاب منطقه عمومي شلمچه براي عمليات بزرگ و همچنين دفاع ديوانه‌وار صدام و نيروهايش در منطقه بسيار كوچك عمليات ـ كه منطقه خشكي آن كمتر از 50 كيلومتر مربع بود ـ در حيرت مانده‌اند كه البته حيرت، چندان هم بي‌دليل نيست!

تفاوت فاحش محور عملياتي «كربلاي 5» با «كربلاي 4» كه از پاسگاه زيد در شمال خرمشهر تا جزيره سهيل در جنوب آبادان ادامه داشت و مي‌توانست در صورت پيروزي، از يك طرف به شكاف عميق ميان لشكر‌هاي عراق و از سوي ديگر به پراكندگي و كاهش محسوس حجم آتش دشمن منجر شود، با اين عمليات كه از سه ضلع ام‌الرصاص ـ بلجانيه و شرق اروندرود و جنوب كانال ماهي، منطقه را زير ديد و آتش داشت، بسيار عجيب و در اولين نگاه، «يك عمليات انتحاري» يا «يك عمليات ايذايي» مي‌نمود.

وجود موانع متعدد نظامي و طبيعي از آب‌گرفتگي عظيم بين دژهاي معروف به «نوني»، اروندصغير، نهر دوئيجي و نهر جاسم و كانال طويل و عريض ماهي و خاكريزهاي معروف مثلثي، پيشروي و نفوذ به بصره را ناممكن مي‌كرد و منطقه را به باتلاقي كه نيروهاي مهاجم را خواهد بلعيد، تبديل مي‌ساخت!
اين بار نيز رزمندگان سلحشور ايراني با نيروي ايمان و خلاقيت‌هاي فردي، خط بطلاني بر دكترين‌هاي نظامي موجود كشيده و حماسه‌اي آفريدند كه به اقرار همه نيروهاي عراقي حاضر در عمليات «كربلاي 5» «چنين كابوسي را در هيچ برهه از جنگ هشت ساله بر خود نديده بودند».

هرچند اين عمليات با حضور چشمگير نيروهاي مردمي، بسيج و هدايت عملياتي سپاه صورت گرفت، تعامل جدي ميان يگان‌هاي زرهي و توپخانه ارتش و سپاه و به ويژه نقش تعيين‌كننده‌ توپخانه ارتش در حمايت عملياتي زميني، گير كردن يگان‌هاي مكانيزه عراق و همچنين نقش هوانيروز قهرمان و نيروي هوايي ارتش را بايد از مهم‌ترين عوامل تأثيرگذار آن دانست؛ عملياتي كه به انهدام بخش عظيمي از ماشين جنگي دشمن منجر شد.
آنچه در اين عمليات از زاويه‌اي ديگر حيرت كارشناسان نظامي را برانگيخت، نوع دفاع و پاتك‌هاي ارتش عراق است كه اصولا عمده تلفات و نابودي‌ تجهيزات ارتش عراق نيز منبعث از اين نوع آرايش بود. در حالي كه از نظرگاه نظامي به ويژه با توجه به مدل دفاعي عراق كه شامل موانع متعدد ايذايي، دژها و خاكريزهاي چندلايه و عنكبوتي و تعبيه دژها و خاكريزهاي دوم و سوم به فرض از دست دادن خطوط مقدم جبهه در عمليات آفند نيروهاي ايراني بود، دفاع سنگر به سنگر و پاتك‌هاي سريع و غيرسازمان‌يافته، بسيار عجيب بود.

چه اين‌كه دشمن به فاصله اندكي در غرب نهر جاسم و كانال ماهي، نخستين خاكريزهاي معروف مثلثي را داشت كه در صورت مستقر شدن در آن خاكريزها و خودداري از عمليات پاتك، گرفتار چنين تلفات سنگين و انهدام تجهيزات نظامي نمي‌شد و در عين حال، مي‌توانست نيروهاي ايراني را كه به صورت نعل اسبي به درون خاك عراق نفوذ مي‌كردند، از جنوب (پتروشيمي بصره) از غرب اروندرود و از شمال كوشك و زيد، زير آتش سنگين قرار دهد.

دفاع سنگر به سنگر و پاتك‌هاي سريع و سازماندهي‌ نشده دشمن، نشان داد كه صدام و فرماندهانش به جاي واكنش مدبرانه، كاملا احساسي،‌ عجولانه و احمقانه در برابر نيروهاي ايران ايستاده‌اند. حماقت آنان به اندازه‌اي بود كه براي عمده نيروهاي داوطلب بسيجي محسوس و در افزايش روحيه آنان بسيار مؤثر بود.
شايد بخشي از اين واكنش، برانگيخته از جنگ رواني بوده كه جمهوري اسلامي ايران در سال 65 به راه انداخت؛ شايعه «سال پايان جنگ، انهدام ارتش عراق و اقامه نماز در كربلا!».

صدام و فرماندهانش كه چند روز پيش از عمليات «كربلاي 5» در عمليات «كربلاي 4» با آتش بسيار سنگين ادوات زرهي، توپخانه و جنگنده‌ها، وحشت و اضطراب خويش را ابراز و به زعم خويش مانع از پيشروي نيروهاي ايران در خاك عراق شده و چند روزي را به جشن و پايكوبي گذرانده بودند، گو اين‌كه از خواب و سرمستي بيدار شده و ديگر بار، وحشت عبور نيروهاي ايران از اروند و جنگ در نخلستان‌ها و كوچه‌هاي بصره، آنان را به تب و تاب انداخته بود مي‌خواستند به هر بهايي، جلوي نيروهاي ايران را سد كنند. و چنين شد كه ده‌ها تيپ و لشكر مكانيزه عراق، يا اسير آتش توپخانه سنگين ارتش جمهوري اسلامي شدند و يا در باتلاق شلمچه در تيررس مستقيم آتش رزمندگان قرار گرفتند و در اصل ماشين جنگي دشمن با بي‌درايتي صدام و فرماندهانش در شلمچه به دست رزمندگان ايران منهدم شد.

اما عجيب‌ترين بخش عمليات كه كارشناسان نظامي و علوم استراتژيك تاكنون پاسخي براي آن نيافته‌اند، نفوذ رزمندگان اسلام از كيلومترها آب‌گرفتگي، گذر از ميان چند لايه مين و سيم خاردار، خورشيدي‌ها و كمين‌هاي شناور دشمن، ورود به دژ اصلي و عقب راندن دشمن از جزاير بوارين دام الطويل در جنوب و پنج ضلعي و نهر جاسم در شمال و غرب بود؛ عملياتي عجيب و غريب كه حدود سه ماه (با احتساب عمليات تكميلي و كربلاي 8) طول كشيد و آنچنان در عرصه بين‌المللي درخشيد كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد را واداشت در يك گام به عقب و پذيرش بخشي از خواسته‌هاي به حق جمهوري اسلامي ايران قطعنامه 598 را صادر كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  |