تبليغاتX
آمادگان شهادت

فضايل ناگفته آيت‌الله تبريزي

در آن خيل جمعيت كه براى تشييع آمده بودند، گريه‌هاى پير مرد سوز ديگرى داشت؛ يك چشم اشك بود و يك چشم خون. پير مرد را مى شناختم. از قديمى‌هاى قم بود و در خيابان چهارمردان مهر و تسبيح مى فروخت. پير مرد از دار دنيا تنها يك پسر داشت؛ عباس، كه در كربلاى پنج شهيد شد. دوستان عباس مى‌گفتند كه در جزيره بوارين به شهادت رسيد و پيكرش وقتى بر گشت، سرى در بدن نداشت. هنوز كه هنوز است اهالى خيابان چهار مردان وقتى ياد عباس مى‌افتند به يادش غرق اشك مى شوند. راستى هم كه همين است؛ وصف جوانى كه سر سفره پدر و مادر بزرگ شده باشد. جوانى كه در آن سال‌هاى جنگ، كارهاى قشنگ مى كرد. وقتى در جنگ بود كه هيچ، اما وقتى بر مى گشت امين محله بود و حتى مسئوليت تهيه نان اغلب همسايه‌ها با او بود. القصه، يكى از همسايگان منزل پدرى عباس، آميرزاجواد آقا بود. مرجع بزرگى كه هر وقت عباس را مى ديد لب به تبسم مى گشود و بر شانه عباس مى زدكه، تو يك روز شهيد مى شوى، دير و زود دارد، سوخت و سوز ندارد!
***
راز اشك‌هاى مدام پدر عباس به صفا و اخلاص آميرزا جواد آقا بر مى گشت... و به سال‌هاى دور. به آن روز كه خبرشهادت عباس را آوردند. آيت‌الله آن روز‌ها هم مرجع بزرگى بود و شهره آفاق. مراجعان بيت ايشان فقط محدود به شهرهاى ايران نبود و چه بسيار مقلد كه از ديگر كشورها داشت. در درس آيت الله، نظم، حرف اول را مى زد ولى آن روز همين كه خبررا شنيد درس را نيمه كاره رها كرد و براى عرض تسليت رفت منزل پير مرد؛ بى هيچ تكلفى و بى هيچ همراهى. حرف‌هايى به پيرمرد زد و سر آخر گفت: براى مراسم ختم كسى را براى سخنرانى دعوت نكن!
***
همه در بهت و حيرت فرو رفته بودند. انصافاً عجيب هم بود؛ مرجع تقليدى با آن همه كار و مشغله، با آن همه كلاس درس و بحث، با آن همه مقلدى كه داشت و با آن همه مراجعه كننده، شده بود سخنران مراسم شهادت عباس. كم هم نگذاشت. چنان از مقام شهيد و شخص عباس گفت كه كمتر كسى در مسجد، آرام نشسته بود. سخنرانى هم كه تمام شد مانند يك پروانه، گرد شمع پير مرد مى گشت و اين، حكايت سال‌هاى درازى بود. حكايت يك عمر خدمت، آن هم در لباس مرجعيت. مرجعى كه در همان سخنرانى مى‌گفت: مرجع ما عباس است. مرجع ما شهيدانند. همين بسيجيان!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 

اشدا علی الکفار

گروه آمادگان شهادت ضمن حمایت همه جانبه از فتوای حضرت آیت الله العظمی  فاضل لنكرانی انجام نهایی این فتوا را در آینده نزدیک به جهان اسلام نوید میدهد.

 


حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در پاسخ به جمعي از مقلدين در جمهوري آذربايجان عاملين توهين به پيامبر اكرم (ص ) در روزنامه " صنعت " جمهوري آذربايجان را واجب القتل دانستند. متن نامه مقلدین و پاسخ آیت الله فاضل لنكرانی که از سوی دفتر ایشان منتشر شده، ذیلا از نظر خوانندگان می‌گذرد:

 بسمه تعالی
حضور محترم مرجع عالیقدر جهان شیعه آیت الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنكرانی (دام عزه )

با سلام اخیرا یكی از روزنامه‌ها‌ی جمهوری آذربایجان به نام «صنعت» مقاله رافق تقی روزنامه نگار مرتد آذری را در صفحات خود درج نموده است كه مورد خشم و غضب مسلمانان منطقه قرار گرفته است. (همین مقاله همراه با ترجمه خدمتتان تقدیم می‌گردد.)

نویسنده مقاله با تحلیلی می‌كوشد اروپا و دین آن را كه مسیحیت است، از هر لحاظ برتر و خاورمیانه و دین آن را كه اسلام است، از هر جهت پست و بی ارزش نشان بدهد. او در قسمتی از مقاله ساحت مقدس حضرت رسول اكرم (ص) را با كلمات ناپسند و نالایق توهین كرده تمامی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفته و در پایان مقاله اعلام كرده است كه همه این مطالب را آگاهانه از روی عمد نوشته است و باز هم خواهد نوشت.

ضمنا همین روزنامه بارها مقدسات اسلام را مورد هجوم و تحقیر قرار داده حتی در چند شماره خود كتاب منفور «آیات شیطانی» سلمان رشدی را منتشر كرده است.

سئوال: وظیفه مسلمانان در قبال این امر غیرقابل تحمل چیست؟

مقلدین حضرتعالی از آذربایجان


بسمه تعالی
چنین شخصی چنانچه مسلمان زاده باشد، با اعترافات مذكور مرتد است و چنانچه كافر بوده، از مصادیق ساب النبی است و در هر صورت برفرض چنین اعترافاتی قتل او بر هر كسی كه دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذكور كه چنین افكار و عقائدی را با علم و توجه منتشر می‌كند همین حكم را دارد. خداوند اسلام و مسلمین را از شر دشمنان حفظ فرماید. یریدون لیطفوا نورالله بافواهم والله متم نوره ولوكره الكافرون.

محمد فاضل لنکرانی
4/9/85

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  |