تبليغاتX
آمادگان شهادت
حسين شريعتمداري

جنگ خندق را جنگ «احزاب» هم مي گويند. چرا كه وقتي مشركان و اشراف عرب از آزار و اذيت ها، شكنجه ها، تبعيدها، محاصره اقتصادي ها، ترورها، تحقيرها، حمله به خانه ها، زنداني كردن مسلمانان و همه آنچه در توان داشتند براي مقابله با اسلام نوپاي آن روزها، نتيجه اي نگرفتند و همه روزه بر دامنه اسلام و رويكرد مردم به آن افزوده مي شد، بر آن شدند تا تمامي قبيله ها، احزاب، جمعيت ها و همه كساني كه از گسترش اسلام در هراس بودند از اطراف و اكناف گرد هم آيند و لشگري انبوه با تجهيزات و ساز و برگ كامل فراهم آورده و كار پيامبر خدا(ص) و پيروان او را كه آن روزها در مدينه ساكن بودند، يكسره كنند.

خبر كه به مدينه رسيد، مسلمانان چاره كار را در حفر خندق و مقاومت در پناه آن ديدند و چنين كردند، چرا كه، اندك و كم شمار بودند در مقابل لشگر انبوه و تا دندان مجهز مشركان.

وقتي سپاه انبوه احزاب به مانع خندق رسيد، در پس آن متوقف شد، بي آن كه آرزوي ديرين محو اسلام از ياد ببرد و يا در عزم پيشين آنان كمترين خللي وارد آيد. انبوه بودند و پرساز و برگ و مسلمانان اندك و كم شمار و پيروزي را نزديك مي ديدند... همه محاسبات نيز همين نتيجه را نويد مي داد...

در جريان اين جنگ، هنگامي كه «عمروبن عبدود»، پهلوان بلندآوازه عرب با اسب خود از خندق جهيد و از ميان مسلمانان مبارز طلبيد، علي(ع) به ميدان او رفت. هيچكس در دورترين افق هاي ذهن خويش هم باور نمي كرد علي(ع) از آوردگاه «عمرو» زنده بيرون آيد. وقتي علي(ع) و «عمرو» به هم آويختند، رسول خدا(ص) فرمود؛ امروز همه اسلام با همه كفر درگير شده است... و اين عجيب مي نمود، زيرا، از مسلمانان تنها «علي» و از مشركان فقط «عمرو» در ميدان بودند، پس چرا همه اسلام و همه كفر؟...

در آن معركه، پهلوان بلندآوازه و مغرور عرب با ضربه علي(ع) از پاي درآمد. غريو الله اكبر از سپاه اندك و كم شمار مسلمانان و نعره حسرت از لشگر انبوه مشركان، با هم در فضا پيچيد و اين سخن ماندگار رسول خدا(ص) در هميشه تاريخ باقي ماند كه «ارزش و اهميت ضربه علي در روز خندق از عبادت همه جن و انس در همه عالم برتر است» ... اما، چرا...؟

جنگ 33روزه حزب الله لبنان و پيروزي بزرگ و شگفت انگيز آن، مشابهت فراواني با جنگ احزاب در صدر اسلام دارد و همه شواهد و قرائن حاكي از آن است كه ادامه اين پيروزي نيز با آنچه جنگ احزاب در پي داشت همخوان است. نه اين كه سخن از مشابهت سازي در ميان باشد بلكه شواهد و قرائن بسيار و غيرقابل انكار اينگونه خبر مي دهد.

حزب الله در جنگ 33روزه با تمام دنياي استكبار در نبرد بود يعني دقيقاً مانند جنگ احزاب... آمريكا، اسرائيل، متحدان اروپايي آنها و برخي از سران سازشكار عرب، در آغاز جنگ با قاطعيت و اطمينان از نابودي- حداكثر- 3روزه حزب الله سخن مي گفتند باز هم آنگونه كه احزاب در جنگ خندق تصور مي كردند... آمريكا و متحدانش- آنگونه كه مقامات آمريكايي و اسرائيلي فاش كردند- محو حزب الله را اولين گام براي برچيدن بساط اسلام گرايي در منطقه تلقي مي كردند. يعني همه كفر به مقابله با همه اسلام آمده بود، نظير جنگ خندق... ضربه هولناك حزب الله بر اسرائيل، هيمنه و تيرك چادر نظام سلطه بين المللي به سركردگي آمريكا را فرو ريخت. دقيقاً همانگونه كه ضربه علي در روز خندق، پشت سپاه عظيم و انبوه مشركان را شكست.

جنگ خندق نزديك به يك ماه- اندكي بيشتر و يا كمتر به روايات مختلف مورخان- به طول انجاميد و در اين مدت، باران پي درپي تيرها و نيزه هاي لشگر انبوه مشركان بر سپاه اندك مسلمانان محاصره شده در خندق مي باريد. راه ورود آذوقه و آب را بر مسلمانان بسته بودند و... اما، مقاومت حيرت انگيز مسلمانان، سرانجام لشگر مشركان را به ستوه آورد و يأس و نااميدي همراه با ترس و خستگي آن سپاه انبوه را فرا گرفت تا آنجا كه ادامه جنگ را نه فقط بي نتيجه بلكه برهم زننده و فرسايش دهنده سپاه خود ديدند و به ناچار دست از محاصره كشيده و به مكه بازگشتند... عجيب آن كه جنگ اخير حزب الله نيز 33روز- تقريباً مشابه جنگ خندق- به طول انجاميد و در اين فاصله، محاصره، بمباران، بستن راه ورود آذوقه و دارو به لبنان و همه وحشي گري هاي اسرائيل و آمريكا براي به زانو درآوردن حزب الله بي نتيجه بود و...

اكنون وقت آن است كه اين داستان را از زبان دشمنان بشنويم. نه همه آنچه گفته اند را، چرا كه شرح تمامي اعترافات آنان «مثنوي هفتاد من كاغذ» است و بيرون از محدوده اين نوشته محدود، بلكه فقط اندكي از بسيارها و مشتي به نمونه خروارها. بخوانيد؛

- زئيف شيف، استراتژيست معروف اسرائيلي؛ بايد اعتراف كنيم كه از حزب الله شكست خورده ايم و اين شكست پي آمدهاي وحشتناكي براي اسرائيل به دنبال دارد.

- واشنگتن تايمز؛ پيروزي حزب الله بر اسرائيل مي تواند تاثير عميقي در آينده خاورميانه داشته باشد.

- روزنامه هاآرتص؛ مي خواستيم ساختار خاورميانه را تغيير دهيم، ولي حزب الله را قهرمان كرديم!

- زود دويچه سايتونگ؛ شكست ناپذيري حزب الله كابوسي است كه اسرائيل را رها نمي كند.

- نيويوركر؛ دوران خوش امنيت اسرائيل تمام شده است.

- آسوشيتدپرس؛ دشمنان سيدحسن نصرالله هم او را ستايش مي كنند.

- فرمانده ستاد ارتش رژيم صهيونيستي؛ هيچ ارتشي در دنيا قدرت مقابله با حزب الله را ندارد.

- تايمز لندن؛ حزب الله ارتش اسرائيل را به لرزه درآورده و آينده اسرائيل در خطر است.

- ...

بسياري از استراتژيست هاي غربي با اشاره به ضربه سختي كه اسرائيل از حزب الله دريافت كرده است و با استناد به شكست هيمنه ارتش اسرائيل و تحقير آن، بر اين باورند كه اسرائيل جرأت حمله دوباره به حزب الله را ندارد و طرح آمريكا براي حمله به برخي از كشورهاي ديگر خاورميانه نيز قابليت اجرايي خود را از دست داده است...

بعد از جنگ احزاب، مشركان هيچ تهاجم ديگري نداشتند و تهاجم بعدي از سوي مسلمانان بود... بعد از آن جنگ، فتح خيبر در پيش بود، بعد، صلح حديبيه- كه در آن نيز سپاه اسلام به سوي مكه حركت كرده بود و سپس فتح مكه...

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 
عمليات كربلاي 2 از جمله عملياتهايي است كه در قالب عمليات متوسط رزمندگان اسلام دسته بندي شده و در اواخر سال چهارم جنگ انجام شد. از جمله ويژگي هاي مهم اين عمليات حضور يك گردان از اسيران داوطلب عراقي در زيرمجموعه تيپ 9 بدر در اين عمليات است كه به نوبه خود براي اولين بار در طول جنگ اين اتفاق افتاد.

دومين ويژگي شهادت شهيد محمود كاوه فرمانده لشكر ويژه شهدا كه آوازه شجاعت و دلاورمردي آن زبانزد همگان بود. لذا به منظور توجه بيشتر به اين دو خصوصيات عمليات , دو گزارش مستند كه يكي عملكرد تيپ 9 بدر در عمليات و ديگري نحوه شهادت شهيد محمود كاوه قهرمان لشكر ويژه شهدا در ادامه شرح عمليات ارائه مي گردد.

شرح مختصر عمليات :
عمليات كربلاي 2 در 10 شهريور 1365 در منطقه حاج عمران , با شركت يك تيپ از لشكر 10 سيدالشهدا(ع ) و تيپ 9 بدر , 12 قائم , 21 امام رضا , 105 قدس , 155 شهدا , در مجموع به استعداد 28 گردان از سپاه انجام شد.

هدف هاي عمليات عبارت بودند از : ترميم خط پدافندي , خارج كردن عقبه خودي از ديد و تير دشمن و دست يابي به راه كارهاي مناسب به منظور عمق دادن به منطقه براي عمليات بعدي .

مانور عمليات از دو محور طرح ريزي شده بود : محور راست , شامل ارتفاعات گردكوه (معروف به شهيدصدر) , تخته سنگي , تپه شهدا و تپه سرخ و 2 محور چپ , شامل ارتفاعات 2519 , واراس و يال هاي آن , تپه تخم مرغي , شيار « انه » , و دو يال ارتفاع مسكران .

فرماندهي اين عمليات به قرارگاه سيدالشهدا(ع ) , يكي از قرارگاه هاي تابعه نيروي زميني سپاه واگذار شد. در شب اول عمليات , تپه شهيدصدر , تخته سنگي و مقر فرماندهي دشمن به تصرف نيروهاي خودي درآمد و در جناح چپ , به علت عدم دست يابي كامل به هدف ها , رزمندگان عقب نشيني كردند. در شب دوم , بارديگر نيروها از محور چپ دست به حمله زدند , اما موفقيتي به دست نيامد و عمليات با تصرف نيمي از هدف ها , به پايان رسيد.

عملكرد تيپ 9 بدر در عمليات كربلاي 2 :
تيپ 9 بدر تشكلي از نيروهاي مجاهد و ارتشيان عراقي است كه از شروع جنگ تحميلي و يا در طول آن با هجرت يا پناهنده شدن به ايران , در كنار نيروهاي سپاه پاسداران شروع به فعاليت كرده اند. اين نيروها عموما در عراق افسر و درجه دار بوده اند. بيشتر افراد كادر تيپ نيز از نيروهاي عراقي مي باشند.

اين تيپ ابتدا در قالب گردان هاي « شهيدصدر » به وجود آمد و در كنار نيروهاي خودي در عمليات بدر حضوري شايسته داشت . پس از آن نيز در چند عمليات در « هور » از جمله عمليات « قدس » و « عاشوراي 4 » شركت كرد و موفقيت هايي را نيز به دست آورد. سپس با ادغام در نيروهاي « قرارگاه رمضان » همكاري خود را با اين قرارگاه آغاز كرد.
اين تيپ به استعداد سه گردان از نيروهاي مجاهد عراقي و يك گردان از اسيران داوطلب , در مجموع با 650 نيرو در عمليات كربلاي 2 شركت كرد . آنچه براي اولين بار در طول جنگ در اين عمليات انجام شد , حضور يك گردان از اسيران داوطلب شامل سربازان , درجه داران و افسران عراقي بود.

راوي تيپ 9 بدر (علي مژدهي ) روحيه نيروهاي اين تيپ را قبل از حركت آنها براي عمليات , چنين تشريح كرده است : « كليه نيروها با داشتن روحيه اي بسيار قوي , دسته دسته ضمن آماده شدن براي حركت , با برگزاري مراسم سينه زني و نوحه خواني به پادگان شور و حال عجيبي داده بودند. عده اي از برادران نيز مشغول نوشتن وصيت نامه بودند و همگي بي صبرانه منتظر حركت به سمت منطقه عملياتي بودند. در گردان اسرا نيز اين وضعيت به چشم مي خورد , عده اي در حال نوحه خواني و سينه زني بوده و هر كدام با ديدن فرمانده تيپ او را در بغل گرفته و با خنده به وي نويد پيروزي مي دادند. »

راوي در شرح اقدامات اين تيپ در عمليات كربلاي 2 , نوشته است : « در حالي كه منطقه با خمپاره هاي منور دشمن روشن شده است , نيروهاي تيپ حركت خود را به آرامي به سوي اهداف تعيين شده ادامه مي دهند. كليه گردان ها قصد دارند كه در بين ساعات 22 تا 23 به پاي كار برسند . گردان شهيدصدر در ساعت 22 به نزديكي خط اول دشمن مي رسد و دسته خط شكن با استقرار در جلو گردان , آماده هجوم نهايي مي شود. برادران واحد تخريب در حال خنثي سازي مين معابر در زير نور منورها و شليك خمپاره هاي دشمن هستند , كه ناگهان دشمن متوجه نيروهاي خودي مي شود و آنها را به رگبار گلوله مي بندد و به دنبال آن درگيري آغاز مي شود.

نيروها با عبور از معابر , خود را به خاك ريز دشمن مي رسانند و زير آتش و نارنجك هايي كه به سوي آنان پرتاب مي شود , به داخل كانال جلو خود مي روند و جنگ تن به تن را در داخل كانالي با عرض كم و ارتفاع نزديك به يك و نيم متر آغاز مي كنند , دشمن كه با هجوم قدرت مندانه نيروهاي خودي مواجه شده است , به رغم مقاومت شديد , سنگر به سنگر عقب مي رود. در اين هنگام يكي ديگر از گردان هاي تيپ 9 بدر (شهيددستغيب ) موفق مي شود با شكستن خط دشمن , از پشت به او حمله كند. اين امر سبب مي شود كه نيروهاي دشمن با ناامن ديدن وضعيت خود , دست از مقاومت بردارند. به دنبال آن , گردان شهيدصدر موفق مي شود با گردان شهيددستغيب الحاق كند و هر دو به سوي مثلث انتهايي ارتفاع پيش روي كنند , براثر اين حركت , بقيه افراد دشمن به عقب مي گريزند و نيروهاي دو گردان روي مثلث انتهايي مستقر شوند.

يكي ديگر از گردان هاي تيپ 9 بدر (گردان حمزه ) كه عمدتا از اسيران عراقي تشكيل يافته است , به منظور كمك به آنها وارد عمل مي شود و با حركت سنگر به سنگر در داخل كانال ها , به پيش روي ادامه مي دهند.

با روشن شدن هوا تمام منطقه پاكسازي مي شود و در نتيجه , ارتفاع شهيد صدر و يال آن و ارتفاع صخره اي به دست نيروي چهار گردان از تيپ 9 بدر تصرف مي شود و دشمن با برجاگذاشتن كشته ها و اسيران بسيار , از اين منطقه عقب نشيني مي كند. »

حركت فرمانده تيپ 155 شهدا به سوي شهادت :
در وضعيت فوق طاقت و به شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند . تيپ ويژه 155 شهدا , به خصوص فرمانده آن , مومنانه و شجاعانه در عرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين تيپ , در گزارش خود از عمليات كربلاي 2 , درباره اين وضع و حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن , چنين روايت كرده است : « تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه 155 شهدا در عمليات شب گذشته , موجب ترديد در مسئولان , خصوصا فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگرچه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه ) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كل عمليات , اين ترديد را بروز نمي داد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ , به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسئولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند در صدد برآمدند كه وي را از اين عمل بازدارند. فرمانده يكي از گردان ها (برادر صلاحي ) براي منصرف كردن وي , مي گويد : « شما اين كار را نكنيد , آتش دشمن زياد است , مسير , بدمسيري است , خداي نكرده طوري مي شود. » فرماندهي در جواب مي گويد : « خب , اگر اين طور است , ما هم شهيد مي شويم . اگر كار مثل شب گذشته بشود , ما هم حاضريم امشب شهيد شويم . » به همين اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود , ساير مسئولان تيپ مخالف بودند.

مكالمه زير كه در آخرين دقايق قبل از عزيمت برادر كاوه به منطقه و در هنگام پوشيدن پوتين , بين وي و قائم مقام تيپ (برادر منصوري ) انجام گرفته , بيانگر اين واقعيت است كه ايشان چه قدر به رفتن و ديگران چه اندازه در بازداشتن وي مصمم بوده اند. متن مكالمه اين چنين است :

منصوري : رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع ...
كاوه : نه
منصوري : اگر نظر شما اين است كه نيروهاي عمل كننده آدم قوي تري مي خواهند , من قوي نيستم ولي مي روم جلو و يكي ديگر را اين جا مي گذارم .
كاوه : نه , من مي خواهم امشب , شما اينجا باشيد.
منصوري : من نمي خواهم .
كاوه : امشب كارها جور نمي شود.
منصوري : خب , اگر جور نمي شود با رفتن شما هم جور نمي شود.
كاوه : چه مي گويم ! جور مي شود , ان شاالله جور مي شود.
منصوري : البته اگر خدا بخواهد جور مي شود. شما هم اين جا كلي كار داريد : مسئله قرارگاه , هماهنگي توپخانه و...
كاوه : اين ها همه اش حل مي شود , اين ها مشخص است .
منصوري كه از بحث كردن نتيجه نمي گيرد , با پيش كشيدن تصميم خودش براي رفتن به جلو , مي گويد : حالا در هر صورت شما برويد , من كار ندارم . من هم براي انجام ماموريت , گردان امام حسين (ع ) را برمي دارم و مي روم .
كاوه : خب , شما اين كار را بكنيد.
منصوري : ولي اين جا در مقر فرماندهي تيپ كارها مي خوابد.
كاوه : مسئله اي نيست , شما همين اول درگيري كه من جلو هستم , اين جا باشيد.
منصوري وقتي بازهم نتيجه نمي گيرد , به طور جدي تري مي گويد : آقاي كاوه , مي خواهيد به زور متوسل بشويم جلو رفتن شما اصلا درست نيست . منطقي نيست .
كاوه : امروز با روزهاي ديگر فرق مي كند. من يك چيزهايي مي دانم , يك چيزهايي هست , مي دانم ترديد هست .
منصوري : خب , ترديد طبيعي است , بايد باشد.
كاوه : خب اگر آدم خودش جلو باشد و يك وقت مسئله اي پيش آمد , مي تواند هم پيش خداي خودش و هم پيش خلق خدا و...

برادر كاوه سكوت مي كند و براي هدايت گردان امام حسين (ع ) از سنگر فرماندهي خارج مي شود. »

راوي تيپ ويژه 155 شهدا سپس افزوده است : « به هنگام اعزام گردان ها براي اجراي ماموريت , ابتدا گردان امام حسين (ع ) , سپس گردان امام سجاد(ع ) در حالي كه فرماندهي تيپ (محمود كاوه ) پيشاپيش آنها قرار داشت , حركت خود را براي تصرف ارتفاع « 2519 » آغاز كردند . طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسين (ع ) پايگاه هاي 1 و 2 و گردان امام سجاد(ع ) پايگاه هاي 3 و 4 را تصرف كنند . حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كم تر شده بود و احتمال جدي نمي داد در اين محور مجددا عمليات شود , از اين رو اجراي آتش و پرتاب منور آنها نيز اندكي كاهش يافته بود.

به هر ترتيب , حدود ساعت يك بامداد بود كه نيروهاي پياده پس ازپيمودن فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف موردنظر رسيدند تا با هماهنگي آتش خودي , درگيري را شروع كنند. در همين حين يك گلوله خمپاره كنار براد كاوه به زمين اصابت كرد و او جان به جان آفرين تسليم كرد. »

روحش شاد و راهش پرثمر باد.
تهيه و تدوين : روابط عمومي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

عمليات كربلاي 2 از جمله عمليات هايي است كه در قالب عمليات متوسط رزمندگان اسلام دسته بندي شده و در اواخر سال چهارم جنگ انجام شد. از جمله ويژگي هاي مهم اين عمليات حضور يك گردان از اسيران داوطلب عراقي در زير مجموعه تيپ 9 بدر در اين عمليات است
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  |