تبليغاتX
آمادگان شهادت

 

حضرت امام خامنه‌اي  فرمانده کل قوا:

امريكايي‌ها بدانند اگر تعرضي به ايران اسلامي صورت

دهند،

‌منافع آنها در هر نقطه جهان كه امكان‌پذير باشد،

لطمه خواهد ديد و ملت ايران هر ضربه‌اي را با شدت

 دو چندان پاسخ خواهند داد. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 

بسمه تعالى
و لوان اهل القرى آمنوا و اتَّقَوْا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض...
قرآن كريم
((بايد همه بدانيم كه آزادى به شكل غربى آن كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏شود، از نظر اسلام و عقل محكوم است... و از آزادى‏هاى مخرب بايد جلوگيرى شود.‌‍))
بخشى از وصيتنامه امام خمينى(ره)
((با اين فسادهاى اخلاقى و منكرات بايد مقابله و مبارزه كرد. ما خوب مى‏دانيم اين جزو تعاليم اسلام است كه با زبان و تبيين بايد مردم را با فضايل اخلاقى آشنا كرد و از منكرات دور نگه داشت. اين به جاى خود درست؛ اما با شيوع منكرات و با تظاهر به آن بايد مقابله كرد. اسلام مرتكب منكر را نصيحت و هدايت مى‏كند؛ اما حد هم براى او مى‏گذارد. با صِرف زبان و توصيه نمى‏شود كارى كرد. قدرت نظام بايد جلوى سير فحشا و فساد را بگيرد.((
مقام معظم رهبرى - حضرت آيةالله خامنه‏اى – 11/5/80
قرآن كريم وجود پارسايى و حاكميت تقواى اجتماعى را شرط سعادت و به‏روزى جوامع و متقابلاً غوطه‏ورى در فساد و گناهان را موجب نقمت و نزول عذاب الهى معرفى كرده است.
هم‏اينك 28 سال از عمر مبارك انقلابى مى‏گذرد كه بنيانگذار فقيدش آن را انقلابى بر شالوده فرهنگى و دينى بنا نهاد و تعالى اخلاق و رشد فضايل معنوى را برترين هدف و انگيزه آن مى‏خواست. متقابلاً كفر و جاهليت جديد غربى نيز مهم‏ترين مشى خود را بر زدودن اخلاق و تعاليم اسلامى از مناسبات و تعاملات اجتماعى به قصد انهدام از درون و فروپاشى اجتماعى نظام و انقلاب اسلامى قرار داد و عفت عمومى و حجاب زن مسلمان را - به عنوان كارآمدترين نشان حاكميت اسلام - نشانه رفت و حاصل اين نبرد پيدا و پنهان اوضاعى است كه اينك در ام‏القراى جهان اسلام شاهديم.
ساده‏انديشى و كج‏پندارى در كنار سست عنصرى و دنيازدگى برخى مسؤولان بى‏مسؤوليت، در اين ساليان، همواره به عنوان سد راه به ثمر نشستن خونفشانى‏ها و خون دل‏هاى عاشقان اسلام و انقلاب، براى تحقق فرهنگ و احكام اسلامى قرار داشته و همواره با حواله دادن مطالبات و خواست‏هاى بحق امت حزب‏الله، به سراب خشك و كاذبى به نام »كار فرهنگى«، از تحمل بار مسؤوليت گريخته‏اند.
فلان مسؤول، به نام كار فرهنگى، خويشان خود را براى گسترش فساد و ابتذال برگرده زنان و جوانان اين ملت مسلط كرد و بهمان مسؤول، تحت عنوان همين نام، عملاً وزير و دستگاههاى فرهنگى خود را، بر هدم اساس معنويت و اخلاق و عفت عمومى برگماشت و به همين دليل، ضمير آگاه و حافظه تاريخى مردم حزب‏الله، از اين پس، طفره رفتن از ايفاى مسؤوليت‏هاى ذاتى و قانونى، در قبال ناهنجارى‏هاى مهلك اخلاقى و اجتماعى به نام كارفرهنگى را نمى‏پذيرد.
متأسفانه، كار فرهنگى، در عرف سياسى امروز، با تعطيل حدود و احكام الهى، به فراموشى سپردن امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر، نفى غيرت و حساسيت، وادادگى مفرط و فرار از مسؤوليت مترادف شده است.
اما در باز تعريف كار فرهنگى به‏عنوان جزئى از امربه‏معروف كه پيوسته با نهى‏ازمنكر مقرون است اين واژه رنگ‏باخته مجدداً جان مى‏گيرد و پذيرفتنى و بلكه خواستنى مى‏شود.
بر مبناى همين منطق عقلانى و تعليم دينى، ما نمازگزاران تهرانى در اين ميدان گردآمده و جهت احيا و پاسدارى از اصول مكتبى انقلاب اسلامى و استقرار تقوى و عفت اجتماعى، مطالبات خويش را فرياد مى‏كنيم:
1- نيروهاى محترم انتظامى، به عنوان حافظان امنيت اخلاقى جامعه، وفق قوانين موجود، وظيفه مقابله با جرائم و مفاسد علنى را عهده دارند و قاعدتاً، تمام مسؤولان كشور بايد حامى اين نيرو، در ايفاى مسؤوليت‏هاى ذاتى آن باشند. هر گونه فشار و تحميل بى‏دليل، نسبت به حافظان امنيت و ناموس ملت، در جهت انحراف از اداى مسؤوليت قانونى و وظيفه بازدارندگى آنان، جرمى نابخشودنى و محكوم است.
2- ايجاد عدالت قضايى و اجراى حدود شرعى الهى، ضامن پويايى و حيات سالم اجتماعى است. دستگاه قضايى، در قبال پايمال شدن حقوق و امنيت اخلاقى اكثريت متدينين جامعه، توسط اقليتى معدود، جهت اجراى قوانين و تنبيه متجاوزان به حريم عفت و اخلاق جامعه و متجاهران به فسق و فجور و بى‏حجابى، بى‏عفتى و فحشاء علنى چه حالت منتظره‏اى دارد؟
آمار رو به رشد فساد، منكرات، طلاق، لاابالى‏گرى، فحشا و فساد خيابانى، بيداد مى‏كند و تزلزل ركن خانواده، تهديد اخلاقى و هويتى نسل آينده‏ساز مملكت، و تزلزل امنيت اخلاقى و روانى جامعه را در پى دارد. به سامان رسيدن اين معضلات، نيازمند احكام قاطع و انقلابى قضات با وجدان و دادگر قوه قضائيه است. فردا دير است و امروز همت چاره‏ساز است.
3- نمايندگان مومن و اصولگراى مجلس هفتم در قبال تعطيل قوانين مصوب مجلس پيرامون حجاب، و به بايگانى رفتن قانون گسترش فرهنگ عفاف، مصوب شوراى عالى انقلاب فرهنگى، چه پاسخى دارند؟ وظيفه تحقيق و تفحص و نظارت مجلس چه شد؟
آيا حواله دادن مطالبات بحق خانواده‏هاى شهدا و ايثارگران در تظاهرات مقابل مجلس، به كار نسيه فرهنگى، از سوى برخى نمايندگان جز فرار از مسؤوليت قانونى چه معنايى دارد؟
ايجاد محيط مناسب رشد فضايل معنوى و اخلاق اسلامى، نبايد فداى مصلحت‏انديشى و سياست زدگى احتمالى شود. نظارت موثر نمايندگان محترم بر اجراى قوانين، و مواخذه مقصران، و تخصيص بودجه كافى، و حمايت مادى و معنوى و اهتمام لازم به اين امر، ضامن ايجاد جامعه‏اى سالم و اسلامى است و هيچ توجيهى در ترك آن قابل پذيرش نيست.
4- هيات محترم دولت و شخص رئيس جمهور محترم، كه امكانات كادرهاى اجرايى، و بدنه وسيع دولت و بودجه كشور را در اختيار دارند، متقابلاً واجد بزرگترين مسووليت در قبال مردم و حفظ حريم معنويت و اخلاق نيز مى‏باشد.
ما معتقديم، دولت اصولگرا، همانگونه كه در جهت ارتقاى سطح اقتصاد و معيشت جامعه برنامه‏ريزى و جدّ و جهد وافر و ستودنى دارد، بايد همزمان ارتقاى معنوى و اخلاقى جامعه و مردم را، وظيفه و تكليف شرعى و قانونى خود تلقى كند.
اگر رئيس جمهور محترم، در دوران انتخابات، به لحاظ روش و منش، به عنوان رجايى دوران نام گرفت چه افتخارى از تشبُّه عملى و پى‏جويى مشى و مرام آن بزرگوار براى ايشان برازنده‏تر!
آيا اين انتظار بحق، از رئيس جمهور محبوب روا نيست تا همانند شهيد رجايى، رسماً و قانوناً حفظ شوونات مذهبى را از خانواده بزرگ دولت، و ادارات و موسسات تابعه در سراسر كشور خواستار شود و يا لااقل از همان دستورالعمل شهيد رجايى به رده‏هاى دولتى گرد فراموشى و غربت بزدايد و عملاً وفادارى خود را به رسم و راه حياتبخش آن شهيد مظلوم اثبات نمايد.
آنچه ما مطالبه مى‏كنيم - و معتقديم خواست عمده افراد متدين جامعه است - اقدام درست، مداوم و قاطعانه دستگاهها و نهادهاى دولتى در جهت اجراى قوانين مربوط به مبارزه با مفاسد اخلاقى و اجتماعى، در جهت حفظ امنيت روانى خانواده‏هاست.
اگر دولت محترم در فكر دفاع از استقلال و تقويت بنيه امنيت ملى هست كه هست، بداند كه ويروس ابتذال، و مانور مانكن‏هاى وقيح خيابانى، و نمك پاشيدن بر زخم دل خانواده شهدا و ولى‏نعمتان جامعه، آنچنان روح و روان جوانان سلحشور را آزرده است كه بايد نسبت به فرداى پرمخاطره خوف و خطر و ميدان حماسه‏سازى‏هاى آينده نه چندان دور بيمناك و نگران باشيم.
دولت محترم فقط از رهگذر مقابله فعال با فساد و فحشا و بى‏حجابى و ايجاد بستر سالم است كه موفق به ارتقاى سطح معنوى و ترويج فضايل اخلاقى خواهد بود و الا فلا.
رسالت خطير صدا و سيما در گسترش اخلاق و فرهنگ اسلامى نيز، بر ايجاد همان زمينه‏هاى پاك و مناسب اجتماعى مبتنى است.
در پايان ضمن، حمايت مجدد از اقدامات مثبت دولت عدالت‏محور و مجلس و دستگاه قضايى و نيروى انتظامى، كليه دستگاههاى مسوول را از هر نوع مداهنه و سهل‏انگارى در ترميم چهره نابهنجار جامعه و سالم‏سازى فضاى اجتماعى برحذر داشته و خود نيز بدون كوچكترين ملاحظه و صرفاً در ميزان شرع و احكام تا آخر بر اين مبارزه اجتماعى و اداى توأمان دو پديده امر به معروف و نهى از منكر پاى مى‏فشاريم.
فان حزب‏الله هم‏الغالبون
انصارحزب‏الله
جمعه 8 ارديبهشت 85 سال رسول‏اعظم(صلى‏اللّه عليه و آله و سلم)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 
خدا کند این ببر کاغذی به ما حمله کند، ولی نمی دانم چرا تردید دارد. آخر می دانید من طمع کار شده ام، نمونه هایی دیده ام که مرا طمع کار کرده است. یادم می آید سال های اول دهه 1980 بود. دقیقا خرداد 1361 که اسرائیل، به لبنان حمله کرد و تا بیروت پیش آمد و آنجا را اشغال کرد. بعد از اسرائیل نوبت کشورهای عضو ناتو بود که به لبنان سری بزنند و حساب ها را تسویه کنند. مخصوصا فرانسوی ها و آمریکایی ها که نخود آش خاور میانه اند، سریع موشی در دیگ انداختند و به اسرائیل گفتند:«ما هم شریکیم».
نمونه اول: در آن اوضاع پر تنش، یک روز در یک حمله انتحاری، به مقر نظامیان فرانسوی، ده ها تن از آنان کشته شدند.
نمونه دوم: روز دیگر در یک حمله مشابه دویست و شصت نفر از نظامیان آمریکایی به دوستان فرانسوی شان پیوستند. شبانه، ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا را از خواب بیدار کردند و خبر حمله را دادند و او دستور داد، نیروهای آمریکایی، بی سر و صدا، از لبنان خارج شوند و این خروج در آن شرایط برای آمریکا خیلی شرم آور بود. (مراجعه کنید به خاطرات ریگان)
نمونه سوم: آمریکا در پی شکست های خود در لبنان مخصوصا، انفجار فوق الذکر، یکی از بهترین و با سابقه ترین مدیران سازمانCIA را به لبنان اعزام کرد. او "ویلیام باکلی" از افراد ارشد سازمان بود و از کاندیداهای ریاست سازمان به شمار می رفت.
ویلیام با پوشش جعلی "استاد دانشگاه آمریکایی بیروت" به لبنان آمد. اودر واقع رئیس ایستگاه CIA در بیروت بود که سایر ایستگاه های خاور میانه از آنجا، رهبری می شدند.دو هفته بعد از ورود به بیروت، باکلی دزدیده شد. او در حالی که کیفی پر از اسناد محرمانه در دست داشت و در پیاده رو، به آرامی راه می رفت ربوده شد. چرا که اصلاً گمان نمی کرد، در این کشور بحران زده، کسی به او توجه کند، چه رسد به این که او را شناسایی کنند و بربایند.
با کلی به همراه اسناد محرمانه دزدیده شد و آمریکا برای آزادی او هر چه تلاش کرد راه به جایی نبرد. دست آخر وارد معامله با گروگان گیرانی شد که به گفته منابع آمریکایی، "شیعه و از طرفداران ایران" بودند، و در نهايت هم نه به باکلی دست یافت و نه رخنه ناشی از لو رفتن اسناد را توانست ترمیم کند.
داستان باکلی همان قدر که لقمه گلوگیری برای آمریکا بود، زیر زبان گروگان گیران مزه داد. همانان که هویتشان معلوم نبود، اما می شد فهمید که تهران نفوذ معنوی بر آنان دارد. گروگان های زیادی در لبنان ربوده شدند. لبنان هر روز شاهد رویداد و تحول تازه ای بود، علی رغم حمله اسرائیل و فشار غرب، اوضاع به سود آنان پیش نمی رفت، مخصوصاً مسئله گروگان ها درافکار عمومی غرب، بشدت وضعیت دولت های غربی را متزلزل کرده بود، باید بگونه ای مسئله حل می شد و گروگان ها آزاد می شدند و همین نکته ظریفی بود که، منشاً شکست های بعدی شد. نمونه های بعدی جالب ترند.
نمونه چهارم: از طرف کلیسای «کانتربری» انگلستان، نماینده ای به لبنان اعزام شد تا بین گروه های لبنانی و غرب واسطه شود و در اقدامی انسان دوستانه، وسیله آزادی گروگان ها را فراهم کند. کشیش «تری ویت» قرار بود، واسطه این عمل انسان دوستانه باشد. او با تبلیغات فراوان رسانه های غربی، به منطقه اعزام شد، چشم ها به سوی او دوخته شده بود. قرار بود او با گروگان ها دیدار کند و انجیلی را به ربایندگان، اهدا کند. تری ویت هم اما... بازداشت شد، ونام او نیز به فهرست گروگان ها اضافه شد! چون ربایندگان با هوش، هویت او را شناسایی کرده وفهمیدند او یک عنصر اطلاعاتی کار کشته است. طنز شیرین ماجرا این بود که مدرک جرم، همان انجیل بود! چرا که لابلای صفحات آن، فرستنده ریزی کار گذاشته شده بود، تا مکان گروگان ها را برای نیروهای ویژه آمریکا مشخص كند، تا آنها بتوانند در یک اقدام سریع، با قتل عام ربایندگان، گروگان ها را آزاد کنند. تری وایت تا سال ها تاوان این حماقت خود را پس داد (هنگامی که در سال 1368 دولت هاشمی رفسنجانی برسر کار آمد یک بسته حاوی امتیازات شیرینی به غرب داد، که آزادی این کشیش جاسوس در آن گنجانده شده بود)
نمونه پنجم: فرانسوی ها نیز در باتلاق لبنان گرفتار بودند، لبنان و سوریه، بطور سنتی در منطقه تحت نفوذ آنان بود، ولی آنها علاوه بر ضربه انفجار سال 1982 آرام آرام نفوذ خود را نیز از دست داده بودند. اختلاف و رقابت انتخاباتی بین شهردار وقت پاریس ( ژاک شیراک ) با رئیس جمهور به شدت متمایل به اسرائیل (فرانسو میتران)، به اوج خود رسیده بود که یکی از محورهای آن چگونگی برخورد با ایران بود. از طرفی ایران از بابت مطالبات خود که از قبل ازانقلاب باقی مانده بود نیز شکایاتی از فرانسویان داشت که مورد بی توجهی آنان واقع می شد. آنان قرار بود در «دار خوین» واقع در خوزستان، یک نیروگاه هسته ای بسازند، پول آن را نیز در قالب یك فقره وام دریافت کرده بودند، ولی حاضر به ادامه همکاری نبودند و وام یک میلیارد دلاری را هم پس نمی دادند. در نهایت مسئله به شکل ساده ای حل شد: افرادی مجهول الهویه، چند فرانسوی را درلبنان گروگان گرفتند، فرانسه هم بلافاصله پول ایران را پرداخت، ولی در دو قسط: سیصد میلیون دلار را ابتدا پرداخت، گروگان ها آزاد شدند و سپس بقیه مبلغ را نیز پرداخت کرد! اين دريافت در اوج جنگ ایران و عراق بود که ایران از هر نظر در تحریم بود، و نفت (اگر هم صادر می شد) حتی هزینه صادرات خود را تکافو نمی کرد. تمام جهان جمع شده بود تا هیچ کمکی به ایران ستمدیده، نرسد. همان شب «بی.بی.سی» با عصبانیت گفت: ایران تشنه دلار، یک میلیارد دلار از فرانسویان گرفت.
نمونه ششم: امام خمینی رحلت کرده و جانشین ایشان انتخاب شده بود، جو تبلیغی و خبری جهان، مشغول و معطوف این خبر بود. اسرائیل از این وضعیت استفاده کرد و در جنوب لبنان امام جماعت شیعه روستای جبشیت، «شیخ عبدالکریم» را ربود، چند روز بعد نیز شبانه و با هلی کوپتر، «مصطفی دیرانی»، رهبر يك گروه شيعه بنام «مقاومت مومنه» را ربودند. در مقابل، بعضي از گروه هاي لبناني در اولتیماتومی خواستار آزادی آنها شدند، و وقتی جواب مثبت نشنیدند، یکی از گروگان هايي راكه از قبل در اختیار داشتند اعدام کردند: «سرهنگ ویلیام هیگینز» آمریکایی! یک افسر ارشد اطلاعاتی وزارت جنگ آمریکا!
نتیجه این بازی را می دانید؟ درست حدس زده اید: دیگر نه اسرائیل جرات كرد کسی از شیعیان را بدزدد و نه آمریکا جراٌت کرد از چنین اقدامات اسرائیل حمایت لجستیکی و تبلیغاتی کند.
 تعامل جالبی است با دنیایی که قانون جنگل به آن حکم می کند: هر که قوی تر پیروزتر. پس چرا ما پیروز نباشیم؟ و از گروههای مجهول الهویه لبنانی نیاموزیم؟
نمونه هفتم:شاید بگویید:«اسرائیل در زمستان 1371 (1993) در جاده ای که از جنوب لبنان به بیروت منتهی می شد، سید عباس موسوی دبیر کل حزب الله لبنان را ترور کرد. پس این معادله صحیح نیست و جلوی زور مداری آنان را نگرفت.»
می دانید لبنانی ها در جواب چه می گویند؟ پس بشنوید: اولاً در این ترور، موسوی که به همراه زن وفرزند خردسالش در داخل ماشین نشسته بود توسط هلی کوپتر اسرائیل با موشک هدف قرار گرفت و این یعنی همان قانون جنگل.این عملیات هیچ نقطه درخشان نظامی ندارد که غرب بدان افتخار کند. ثانیاً: پس از این ترور و درفاصله زمانی کوتاهی سفارت اسرائیل در آرژانتین، منفجر شد و دهها اسرائیلی کشته شدند. ثالثاً: بعد از مدت کوتاهی مقر انجمن صهیونیست های آرژانتین ( در حالی منفجر شد که به خاطر جلسه مهمی سران یهودی طرفدار اسرائیل همگی درآنجا جمع شده بودند و نزدیک صد نفر کشته شدند. و در آخر این که در آنکارا نیز افراد نامعلومي، رئیس بخش خاورمیانه ای موساد (سازمان جاسوسی اسرائیل) را ترور کردند!اين ترور به قدری برای اسرائیل دردناک و ناراحت کننده بود که تا به امروز در مورد آن از هر نوع توضیح یا صحبتی خودداری می کند. فقط در روزهای پس از ترور، مطبوعات منطقه نوشتند: « یکی از ماٌموران اطلاعاتی اسرائیل، که به علت ماٌموریت مهمی در ترکیه اقامت داشت، ورئیس بخش خاور میانه ای موساد نیز بود، ترور شد. »  همین!
نمونه هشتم: در زمان جنگ ایران وعراق، هنگامی که عراق نتوانست بر ایران پیروز شود وشکست های سنگینی را تحمل کرد، چاره را در این دید که جنگ را به خلیج فارس این شاهرگ انرژی جهان، بکشاند. تا بلکه جهان، علنی تر به جنگ با ایران بیاید. کویت نیز بر نفتکش های خود پرچم آمریکا را نصب کرد تا رسماً با اسکورت ناوگان پنجم آمریکا، تردد کنند. اولین کشتی کویتی، به سوی آب های کویت حرکت کرد. قبل از ورود به خلیج فارس، جریان تبلیغاتی ایجاد شد و ده ها خبرنگاری که به همراه کشتي ها بودند، گزارشات مهّیجی از حرکت کاروان می دادند، خاصّه که مسیر کشتی ها تعمداً طوری انتخاب شده بود که از نزدیک سواحل ایران واز حریم آب های سرزمینی این کشور، عبور کنند. وقتی از چند نقطه مهم عبور کردند جهان بخود می گفت: ایرانی ها چکار می توانند بکنند؟ در این بین، ناگهان، ناو آمریکایی بریجتون، به یک مین دریایی 400 کیلویی برخورد کرد، وحفره 10 متری که در بدنه آن ایجاد شد، حرکت کشتی و کاروان را مختل کرد. دولت آمریکا، که آبروی خود را بر باد می دید، بلافاصله دستور عقب نشینی داد و سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم گفت: مسئله خلیج فارس و کویت، داخلی است و به ما ربطی ندارد! و بلافاصله موضوع روز رسانه ای جهان عوض شد تا بیشتر از این، ذهن ها متوجه شکست یانکی ها نشود!
نمونه نهم: ولی یک بار دیگر و با فاصله زمانی کوتاهی، یک درگیری نظامی بین آمریکا و ایران ایجاد شد، آمریکایی ها کشتی تجاری «ایران اجر» را مورد هدف قرار دادند و نيروهاي مصمم ايراني، تحت فرماندهي يك جوان 24 ساله بنام «نادر مهدوی» در درگیری با آمریکایی ها، یک هلی کوپتر «آپاچی» را با موشک آمریکایی «استینگر» مورد هدف قرار داده و سرنگون کردند. کارشناسان نظامی جهان با تعجب، داستان درگیری را مرور می کردند، این که ایرانیان آپاچی (سنبل تکنولوژی آمریکایی) را به پایین کشیده بودند، یک مسئله بود و این که آنها موشک استینگر را از کجا تهیه کرده بودند مسئله دیگر و مهم تر. آمریکا مطمئن بود که استینگر (پیچیده ترین وکاملترین موشک ضدهوایی قابل حمل بر روی شانه) را، به ایرانیان نفروخته و فقط به بعضی از مجاهدین افغانی داده است تا با آن هلی کوپترهای شوروی را در افغانستان از آسمان فرو آورند. پس این موشک ها در دست ایران چه می کند؟
و از همه این ها مهمتر آن که این جوانان کم سن و سال، که در خشکی با عراق، درگیر جنگ اند، در چه زمانی جنگ در دریا را آموخته و خود را برای فرماندهی جنگ های دریایی آماده کرده اند که اینک با آمریکا این چنین سرسختانه، درگیر می شوند؟
نمونه یازدهم: در این بین، آمریکا احساس کرده بود خلیج فارس در حال تبدیل به باتلاق است. باتلاقی شبیه آنچه شوروی در افغانستان، با آن مواجه بود. آمریکایی ها در این باتلاق نه راه پس داشتند نه راه پیش که با معضل جدیدی مواجه شد. ناو U.S.S.STARK (یو.اس.اس استارک) که مخصوص جنگ های الکترونیکی، شنود، وجاسوسی مخابراتی بود، توسط یک فروند هواپیمای میگ عراق، مورد اصابت قرار گرفت، و 37 نفر از پرسنل زبده ارتش آمریکا کشته شدند. عراقی ها همان روز از آمریکایی ها عذرخواهی کرده و دولت ایالات متحده اعلام کرد: این قضیه تمام شده تلقی می شود.
چرا عراق در اوج نیاز به آمریکا در خلیج چنین کاری کرد؟
بار دیگر کارشناسان نظامی و سیاسی، انگشت حیرت به دهان گرفتند. آنان معتقد بودند که ایرانیان با استفاده از شگرد های جنگ الکترونیک، میگ عراقی را منحرف کرده و او را به سوی هدفی که خود می خواستند راهنمایی کردند! و بدین گونه بود که خلبان نگون بخت عراقی، وقتی به پایگاه بازگشت و متوجه شد که یک ناو آمریکایی را نابود کرده از تعجب و ترس، داشت دیوانه می شد. کسی چه مي داند شاید از ترس مجازاتی که صدام برای او در نظر گرفته بود نمی خواست زنده بماند. براستی ایرانیان چگونه توانستند بر میگ (سمبل تکنولوژی روسی)  و ناو استارک (سمبل تکنولوژی آمریکا) فایق آیند؟ در نمونه های فوق و بسیاری نمونه های مشابه، آمریکایی ها شکست های کودکانه ای خوردند و هیچ گاه نتوانستند حتی از جان پرسنل نظامی خود حفاظت کنند. در حالی که در آن سال ها در شرایط تبلیغاتی مناسبی هم به سر می بردند و خود را منجی جهان در مقابل غول کمونیسم، نشان می دادند، ومخصوصاً در جهان عرب افکار عمومی، مثل امروز با آمریکاییان، سر جنگ وداعیه خصومت نداشت. امروزه شما هر جا می روید علاوه بر ضعف نظامی، ضعف تبلیغاتی آمریکا هم مشهود است، پس چرا باید از آمریکا ترسید ومنشاء این ترس کجاست؟ جهان پیش از آنکه به «فرانکی» و «سیلوستر استالونه» و «آرنولد» نگاه کند به حقیقت فرهنگ آمریکا می نگرد و «ترس از مرگ» را که در وجود همه آمریکاییان شدید است، مورد توجه قرار می دهد. آنان بشدت از مرگ می ترسند و بدترین صحنه برایشان، بازگشت تابوتی پیچیده در پرچم آمریکاست. آنان نمی توانند این تابوت را ببینند و این دقیقاً نقطه ضعف آنهاست.
جهان پیش از آنکه به «فرانکی» و «سیلوستر استالونه» و «آرنولد» ایمان آورده باشد. به نادر مهدوی چشم دوخته است و به نادرهایی که در ایران بسیار زیادند. پس خدا کند آمریکا به ایران حمله کند... اما حمله نمی کند. می دانم.
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  |