تبليغاتX
آمادگان شهادت

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir، رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی، صبح امروز در دیدار صمیمی دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های سراسر كشور، بر لزوم هوشیاری دانشجویان نسبت به مسائل داخلی و بین‌المللی تأكید كردند و اظهار داشتند: «دانشجویان باید وارد عرصه‌ی سیاست شوند و فكر سیاسی داشته باشند، اما باید بسیار هوشیار بود تا دشمن از حركت و موضع‌گیری و اظهارات شما سوء استفاده نكند و این به‌عنوان خط قرمز فعالیت‌ها است.» ایشان هم‌چنین افزودند: «دانشجوی انقلابی و بسیجی نمی‌تواند نسبت به مسائل سیاسی كشور بدون موضع و نظر باشد و این امر ممكن نیست.»

 رهبر معظم انقلاب اسلامی تصریح كردند: «دانشجو باید بیدار باشد و این بیداری تنها به معنای بیزاری از آمریكا نیست. بیزاری از آمریكا، كه پشتوانه‌ی مالی عظیم و تجربه‌ی فراوانی در جنگ تبلیغاتی دارد، بیداری مضاعف می‌خواهد.»

 ایشان خطاب به دانشجویان بسیجی افزودند: «توصیه می‌كنم كه محافظه‌كار نشوید و به همان معنای مثبت، دانشجوی بسیجی باقی بمانید.»

 رهبر معظم انقلاب اسلامی هوشیاری دانشجویان در مقابل توطئه‌های دشمنان را یادآور شدند و اظهار داشتند: «گاهی اوقات دشمنان طوری برنامه‌ریزی می‌كنند كه یك نفر حرف حقی را بیان كند تا پازل آنها تكمیل شود، اما دانشجویان باید با هوشیاری طوری عمل كنند كه پازل دشمن كامل نشود.»

 حضرت آیةالله‌العظمی خامنه‌ای بسیج را دل‌سوز كشور توصیف كردند و با اشاره به سخنان نمایندگان دانشجویان كه در آغاز برنامه صحبت كردند، خاطرنشان ساختند: «همیشه تلاشم این بود كه جامعه‌ی جوان مؤمن، به ذهنیت شفاف و روشن، و درك متعالی از مسائل كشور و جهان، و اهمیت بسیج و حضور جوانان در محیط علمی و سیاسی توجه كند و امروز این نكات را در بیانات شما دانشجویان مشاهده كردم.»

 ایشان اردوهای جهادی دانشجویی را كاری بسیار خوب دانستند و تأكید كردند: «دانشجویان بسیجی باید وارد علوم مختلف شوند و در عرصه‌های علمی و فناوری، به آفاق شناخته شده‌ی علم دست یابند.»

 رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی با بیان این كه بسیج دانشجویی یك تشكل است، اظهار داشتند: «بسیج دانشجویی از یك طرف به محیط علم و دانشگاه متصل است و از طرف دیگر به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اتصال دارد و این 2 بعدی بودن، یك خصوصیت ویژه برای بسیج دانشجویی می‌باشد.»

 حضرت آیةالله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه، با تشریح مفهوم سپاه پاسداران، این نهاد را نماد شهادت و مقاومت برشمردند و اظهار داشتند: «سپاه یك سازمان نظامی نیست، بلكه فراتر از آن است. سپاه مجموعه‌ای است كه برای مقاومت و مجاهدت، از زمین حاصل‌خیز انقلاب اسلامی روئید و رشد فوق‌العاده‌ای در میدان مجاهدت كرد.»

 ایشان سپس خطاب به دانشجویان بسیجی تصریح كردند: «با داشتن این دو بعد، شماها نظامی نیستید، یك تشكل دانشجویی می‌باشید و به یك نقطه‌ی مطمئنی كه همان مقاومت است، تكیه دارید و این تكیه‌گاه، دانشجو را محدود و هویت وی را نظامی نمی‌كند.»

 حضرت آیةالله‌العظمی خامنه‌ای در عین حال، نظامی بودن را یك اضطرار دانستند و تأكید كردند: «شما دانشجویان بسیجی در فضای دانشجویی این افتخار را ندارید كه نظامی باشید، بلكه افتخارات دیگری دارید.»

 ایشان افزودند: «دانشجو بمانید و از ارتباط با سپاه افتخار كنید.»

 رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی در ادامه با بیان این كه فرق بسیج دانشجویی با تشكل‌های دیگر این است كه بسیج به معنای انسان یا مجموعه‌ای است كه آماده‌ی برآوردن نیازهای انقلاب در هر زمان و از هر نوع است، اظهار داشتند: «بسیج یعنی این كه هر جا و در هر زمانی به شماها نیاز است، در آنجا حاضر باشید. كشور و نظام ما به این روحیه احتیاج دارد و همین را هم داراست.»

 ایشان راز ایستادگی و امید به آینده را داشتن همین روحیه و ویژگی بسیجی دانستند و یادآور شدند: «به دلیل وجود همین روحیه، هیچ نقطه‌ی كوری در مقابل چشم‌انداز ما وجود ندارد.»

 رهبر معظم انقلاب اسلامی تأكید كردند: «اگر فردی در یك تشكل دانشجویی دیگر، در محیط كار، بازار، حوزه‌ی علمیه و یا در هر جایی، این احساس و روحیه را داشته باشد، آن فرد بسیجی است.»

 حضرت آیةالله‌العظمی خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود به سیاست‌های سلطه‌گری آمریكا در جهان اشاره كردند و اظهار داشتند: «بعد از فروریختن شوروی سابق، دنیای سلطه‌گر به شكلی در انحصار آمریكا درآمد. در این دنیا كه دولت‌های اروپایی جرأت نمی‌كنند كه در مقابل آمریكا حرف زیادی بزنند، ملت ایران همه‌ی مسلمات سیاسی رأس قدرت سلطه‌گری را زیر سؤال برده است و این برای آمریكا از هر زهری تلختر است.»

 ایشان آمریكا را منفورترین كشور دنیا توصیف كردند و با اشاره به استقبال مردمی از رئیس جمهور ایران در كشورهای مختلف جهان افزودند: «مردم این كشورها از رئیس جمهور ایران با شور و شوق استقبال می‌كنند، اما اگر رئیس جمهور آمریكا به این كشورها سفر كند، عكس وی را آتش خواهند زد.»

 حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح نقش بسیج دانشجویی در مسائل جاری کشور به پیام نوروزی خود اشاره کردند و افزودند: همان گونه که در آغاز سال اعلام شد دشمن برای ناکارآمد جلوه دادن دولت مکتبی و حامی ارزشهای اسلامی در پیشرفت اقتصادی کشور مانع تراشی می کند که بسیج دانشجویی می تواند با کمک به افزایش کارآمدی دولت این نقشه را خنثی کند.

رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی در ادامه، به نیازهای اصلی و اساسی بسیج دانشجویی اشاره كردند و با بیان این كه فكر و تخیل و روشن‌فهمی در مسائل اسلامی و بین‌المللی و داخلی یكی از این نیازهاست، اظهار داشتند: «شما دانشجویان حقایق را باید از ورای جناح‌‌بندی سیاسی، و اوضاع كشور را از بالا نگاه كنید.»

 ایشان هم‌چنین جهاد علمی، اخلاق و معنویت، تأسیس مجموعه‌ی اندیشه‌ورز و گزینش افراد با صلاحیت را از دیگر نیازهای بسیج دانشجویی برشمردند و نسبت به حضور نفوذی‌ها در بین دانشجویان هشدار دادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 
رحمت خدا بر سيد مرتضي آويني.امسال بعد از گذشت چهارده سال از شهادت آقا سيد امسال براي من بسيار ملموس تر بعد از اين كه يك عاشوراي فكه را با بچه هاي دانشجو درك كرديم و يك سفر راهيان نور ايام عيد.
آن جا تازه پي بردم كه چرا سيد مرتضي آويني كه هم يك نقشه كش خوب بود، هم يك متن نويس خوب بود، يك فيلم بردار خوب بود،هم كارگردان خوب بود.هم يك نقاش خوب، هم مترجم بود، هم به زبا عربي و هم انگليسي.اما اين آدم چرا دست به دوربين شد؟مي توانست يك آرپيچي زن خوب شود.مي توانست يك تك تيرانداز خوب باشد.يك تخريب چي خوب.امسال فهميدم  كه چرا اين كار را انتخاب كرد.كه در شرايطي به سر مي بريم كه عمدا هم تاريخ جنگ و هم جغرافياي جنگ به لجن كشيده شده است.
يعني او دقيقا مي دانست كه آثار دفاع مقدس را شخم مي زنند.حضرت روح الله در پيامي تاكيد موكد داشتند كه مناطقي را نگه داريد.اما ما چه كرديم و چه بهتر كه بگوييم چه كارهايي كه نكرديم. مي دانست كه اين اتفاق مي افتاد.

دژ در خرمشهر بر اثر عمليات بازسازي شخم زده شد و تمامي تانك هاي آن در كارخانه  نبرد اهواز ذوب شد.

در سنندج باشگاه افسران، باشگاهي كه در آنجا پانزده روز در محاصره بوديم و جنگيديم، در و ديوار آن را كه هنوز آثار جنگ و مرمي ها در آن بود با بلدوزر تخريب كردند و روي آن ساختماني بنا كرده اند به نام مركز حفظ ارزش هاي دفاع مقدس(!)

آويني مي دانست كه به جاي اين كه با آرپيجي تانك بزند كه امروز هيچ آثاري از آن ها باقي نماند كاري كرد كه امروزه كاروان هاي راهيان نور به مناطق جنگي راهي شوند.

شهيد آويني پيشنهاد داده بود كه از خانواده هاي شهداي قتلگاه فكه كه استخوان ها آن جا باقي بمانند تا هر ساله آن جا عاشورايي به پا شود.

سيد مرتضي مي توانست در شهرك سينمايي برود و به ساخت فيلم مشغول شود.اما مي دانست كه امروز از 1300 صفحه در كتاب هاي درسي متوسط از دو تا چهار برگ در باره دفاع مقدس است.وقتي بهترين ساعت ها را براي ترش و شيرين،چيپس و خيار شور مي گذاريد،در شرايطي كه هنوز بچه هاي جنگ هستند و كار مي كنند بهترين تصاوير را از لبنان مي گيرند در بد ترين ساعات پخش مي كنند.ما هنوز دچار آن بحران در قصه خنجرو شقايق هستيم علي رغم تمام مشكلات و معظلات.

من نمي دانم چه كسي مي خواهد جلوي تخريب تاريج و جغرافياي دفاع مقدس را بگيرد؛ علي رغم آن كه همه آن ها نيز عزيزان و رفقاي ما هستند.

پيتزا فروشي در شلمچه درست كرده ايد. سيستم دالبي كه گذاشته ايد با هزينه هاي فراوان تا ايجاد صداي واقعي شود تا خواهران دلشان بلرزد(!) با اين مسائل اين قدر عوامانه برخورد نكنيد.

ما متاسفيم كه در اين شرايط بحراني و دشمن شناسي در همين فرمايش اخير حضرت آقا كه اشاره به دشمن شناسي داشتند عزيزان همان طور در حال خودشان هستند . كار به جايي رسيد كه فشن اسلامي نشان دادند. بعد آقاي ضرغامي نارحت هم مي شوند. فاين تذهبون آقاي ضرغامي. روز اول كه شما روي كار آمديد گفتيد كه جلوي اين تبليغات را خواهي گرفت.روز پنجم گفتيد، اينان تراس هايي پشتشان خوابيده است تا ده سال. نتوانستي حتي يك مفسده را مقابله كني.

امروزه جوانان مشتاق شنيدن روايت هاي دفاع مقدس هستند. هر كجا كتابي در باره دفاع مقدس است به سراغ آن مي روند و راهيان نور نيز هر ساله با استقبال بيشتري رو به رو مي شود و به دنبال راوياني هستند كه از جنگ براي آن ها بگويد.
آقاي ضرغامي! اصلا به اين صورت نيست كه برنامه هاي دفاع مقدس مخاطب نداشته باشد. از محاصره يك ساله آبادان حتي يك مستند ساخته نشده است.

سيد مرتضي يادت مي آيد كه گفتي كار فرهنگي يارانه پذير است؟

بعد از شهادت تو رفتند آقايان راهي را كه رفتند! يكي رفت كارخانه وينيستون را بخرد. يكي رفت سفره خانه سنتي راه انداخت. يكي جوراب استارلايت زد تا با پول اين ها كار فرهنگي مستقل انجام دهند.

بايد چو عمر قرن هايي سر بيايد
تا مثل يك آويني ديگر بيايد

تشكر از همه شهيدان.تشكر از شهيد صياد شيرازي كه همين راه را رفت تا لايه هاي ديگر جنگ را براي شما بگويد كه چرا در فكه شكست خورديم.

اللهم اياك نعبد و اياك نستعين

سعيد قاسمي

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 

بسم الله قاصم الجبارین

 

در پی وقوع برخی تحرکات اخير مزدوران و دشمنان شناخته شده اسلام و انقلاب گروه آمادگان شهادت بنا به وظيفه خطير پاسداری از ارزشها و آرمانهای اسلام و  انقلاب اسلامی بيانيه ذيل را صادر ميکند:

 

1 )با قدردانی از برخورد انقلابی و به موقع مسئولين دانشگاه تهران در اخراج استاد نمای هتاک و  منحرف و ملعون نورالدين زرين کلک ، خواستار تشکيل پرونده قضايی برای اقدامات توهين آميز و ضد اخلاقی این استاد نمای آمريکايی نسبت به اسلام و احکام اسلامی و امنيت خواهران دينی مان در دانشگاه هستيم.

 

2) ضمن تشکر از سربازان گمنام امام زمان (عج) در خشکاندن آتش فتنه در دانشگاه امير کبير و در پی اقدامات ضد اسلامی و انقلابی اخير چند نشريه به اصطلاح دانشجويی متعلق به مزدوران و خراب کاران در این دانشگاه ، خواستار مجازات و برخورد قاطع مسئولين قضايی و امنيتی جمهوری اسلامی با عاملان این آشوب و پخش عمومی خيانتهای این اخلالگران برای آگاهی امت حزب الله  هستیم.

 

3) در راستای برخورد با سايت های موهن و اهانات آميز به پيامبر اکرم (ص) و دين مبين اسلام هشدار نهايی را به گردانندگان سايت های : درفش کاويانی و کاوه روم  اعلام داشته و با تمام قوا و به مدد حق تعالی به زودی  ضربه نهايی را به این افراد خواهيم زد تا بدانند که در آغوش شيطانی آمريکا و صهيونيسم خون خوار نيز از کمين فدائيان و جان برکفان اسلام و قران در امان نخواهند بود.

 

ان ربک لب المرصاد 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 

طومار موافقت با عدم آزادی ۱۵ انگلیسی متجاوز و محاکمه آنها را امضا کنید

دولت محترم جمهوري اسلامي ايران فرماندهان غيور سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اينك كه دشمنان اسلام و ملت ايران، در آمريكا گرد هم نشسته‌اند تا قطعنامه تحريم ايران اسلامي رابه تصويب برسانند فرزندان غيرتمند و پاسداران اين آب و خاك، 15 سرباز متجاوز نيروي دريايي انگليس را كه يكي از افسانه‌اي‌ترين قدرت‌هاي آبي جهان است به علت تجاوز به حريم مقدس كشور بازداشت كرده‌اند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا امروز، آمريكا و انگليس اقدام به ربودن ده‌ها تن از هم‌ميهنان ما كرده‌اند كه اوج آن را طي اين سال‌ها با ربودن مستندسازان ايراني در عراق و به‌تازگي با ربودن غيرقانوني پنج ديپلمات كنسول‌گري جمهوري اسلامي در اربيل عراق و دبير دوم سفارت كشورمان در بغداد و ربودن جنجالي معاون سابق وزارت دفاع در تركيه شاهد بوديم. در همه اين آدم‌ربايي‌ها، دشمنان ما از هيچ‌گونه جنجال‌سازي و هوچي‌گري ابايي نداشته‌اند و به‌رغم شكنجه ربوده‌شدگان همواره با نقض ابتدايي‌ترين حقوق‌بشر و تبليغات گسترده رسانه‌اي و با چهره‌اي حق‌به‌جانب، آنها را تروريست ناميده و خود را از اتهامات مبرا كرده‌اند. اكنون ما ملت ايران، آن‌گونه كه امام خميني(س) فرمودند به‌عنوان ولي‌نعمتان مسؤولان و كساني كه دولت را روي كار آورده‌ايم با ندايي مظلومانه و در عين حال رسا مي‌خواهيم از آزاد كردن اين 15 سرباز متجاوز دشمن را تا هنگام عذرخواهي علني و بازگرداندن حقوق مردم ايران در قضيه استفاده صلح‌آميز از انرژي هسته‌اي، به‌عنوان گروگان ايرانيان و برگ برنده حفظ كنيد و آبروي ملت عزتمند ايران را خريدار شويد.

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 

خبر دستگیری ۱۵ تفنگدار متجاوز انگلیسی به آبهای ایران در ایام نوروز بسیار مسرت بخش بود و شادی را در ما دو چندان کرد. چون هنوز تلخی آزاد کردن سریع و مرعوبانه ۸ نظامی انگلیسی که در سال ۸۳ در آبهای ایران دستگیر شده بودند، در کام دلسوزان انقلاب باقی مانده بود.

اما در مورد دستگیری ۱۵ نیروی متجاوز انگلیسی که سوم فروردین ماه ۸۶ توسط جانبرکفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آبهای ایران بازداشت شدند، نکاتی وجود دارد که هرگز نباید از ذهن دور داشت:

- رسانه های غربی طی چند روز گذشته تبلیغات بسیار وسیع و کم سابقه ای را برای آزادی این ۱۵ متجاوز آغاز کرده اند که اکثر آن بر این محور شکل گرفته است که این نیروها وارد آبهای ایران نشده اند. اما اعترافات صریح بازداشت شدگان، مستندات مربوط به دستگاه جی پی اس و اظهارات فرمانده گارد ساحلی عراق به وضوح نشان می دهد که حضور این ۱۵ نفر در آن قسمت از آبهای اروند رود که متعلق به ایران است، بسیار ناموجه بوده و آنها وارد مرزهای آبی ما شده اند و این حق انکارناپذیر ایران بوده که آنها را بازداشت کند.

۲- نیروهای دریایی انگلیس همواره توسط رسانه های غربی به عنوان شکست ناپذیرترین سربازان دریایی دنیا جلوه داده شده اند در حالی که دستگیری این ۱۵ متجاوز انگلیسی و همچنین دستگیری ۸ نفر دیگر از آنان در سال ۸۳ - که البته چند روز پس از دستگیری آزاد شدند- هیمنه پوشالی و افسانه شکست ناپذیری نیروهای نظامی آنان را شکست.

۳- قطعا انگلیسی ها و امریکایی ها از یاد نبرده اند که طی چند سال اخیر بارها و بارها شهروندان و دیپلمات های ایرانی را به بهانه های واهی ربوده اند و به خود اجازه داده اند که با دهن کجی به افکار عمومی دنیا، آنان را چندین و چند ماه در زندان های مخوف خود نگهداری کنند. پس قطعا ایران نیز می تواند این ۱۵ نفر را که مرزهای ما تجاوز کرده اند، مورد بازجویی و محاکمه قرار دهد که البته این کار زمانبر خواهد بود و شاید ماه ها به طول بیانجامد.

۴- بر اساس قوانین جمهوری اسلامی افراد مسلحی که بدون اجازه کشورمان وارد مرزهای ایران شوند، باید بر اساس قوانین ایران محاکمه شوند و قاعدتا اتهام آنان جاسوسی خواهد بود و حکم جاسوس نیز اعدام است. پس مسئولان ایران حق ندارند هیچ کدام از این ۱۵ نفر را قبل از محاکمه آزاد کنند.

۵- دستگیری این ۱۵ جاسوس برای ما یادآور دستگیری جاسوسان آمریکایی در ۱۳ آبان ۵۸ در جریان تسخیر لانه جاسوسی است و میخواهیم تا زمانی که دولت نجس انگلیس (به فرموده رهبری) از ایران عذرخواهی رسمی نکرده و ندامت خود را به جهانیان اعلام نکرده است، این متجاوزین را در ایران زندانی نگاه داریم تا درس عبرتی برای همه زورگویان جهان باشد. در این زمینه این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اگر در سال ۸۳ با مسامحه دولت پیشین ایران، ۸ جاسوس انگلسی را محاکمه کرده بودیم و به جرم جاسوسی به چوبه دار می سپردیم، دیگر این زحمت ها پیش نمی آمد...

۶- انگلیسی تنها با گذشت ۶ روز از دستگیر نیروهای نظامی خود، رسما اعلام کردند که روابط تجاری انگلیس با ایران تا زمان آزادی این ۱۵ نفر قطع شد. ما از این جریان خوشحالیم. چون سالها بود که انتظار چنین روزی را می کشیدیم. اما کار ناقص مانده است. دلدادگان انقلاب اسلامی ایران زمانی خنکای غرور ملی و اقتدار اسلامی را با تمام وجود احساس خواهند کرد که نه تنها روابط تجاری بلکه همه روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران و انگلیس برای همیشه قطع شود و درب سفارتخانه و موسسات انگلستان در ایران پلمپ شود و حقوق غصب شده ایرانیان - از جمله باغ قلهک- به ملت ایران بازگردانده شود.

۷- سپاه، وزارت خارجه و تمام مسئولانی که در جریان دستگیری ۱۵ نیروی متجاوز انگلیسی به نوعی دست داشته اند باید بدانند که فرزندان معنوی حضرت روح الله بر دستان آنان بوسه می زنند و از تصمیم گیران در این زمینه انتظار دارند که این ۱۵ جاسوس پس از طی شدن مراحل قانونی بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران محاکمه شوند.

در این زمینه مسئولان کشورمان باید توجه داشته باشند که هیچ عجله ای در کار نیست و باید با خونسردی و بدون توجه به جنجال های انگلیسی ها و غربی ها کار خود را بکنند چون هیاهوی غربی ها برای آزادی زودهنگام این ۱۵ متجاوز، معنایی جز آب در هاون کوبیدن ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 
به قلم برادر حامد طالبی

 ۱۸سال پيش، دقيقاً در 25 بهمن ماه سال 1367 انتشار فتوايي از سوي حضرت امام خميني(ره)، خطاب به مسلمانان، دنيا را تكان داد.
در اين فتوا كه حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:


« انا للّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‌رسانم مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‌باشند.
از مسلمانان غيور مى‌خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته »

در پي انتشار حكم امام خميني عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، از سوي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بيانيه‌اي انتشار يافت كه در آن، روز چهارشنبه 26 بهمن 1367 عزاي عمومي اعلام شد.
پس از اين حكم تاريخي، رسانه‌هاي غربي براي نجات جان سلمان رشدي اينگونه القا كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كند، حكم اعدامش لغو مي‌شود اما دفتر امام خميني(ره) بلافاصله اين توطئه را اينگونه خنثي كرد:
اطلاعيه دفتر امام خميني(ره) خطاب به ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تكذيب شايعات( 29 بهمن 1367)
« رسانه‌هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مى‌گردد.
امام خمينى-مد ظله-فرمودند: اين موضوع صددرصد تكذيب مى گردد.
سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
حضرت امام اضافه كردند: اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل مي‌خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند. »

در روز نهم اسفند سال 67 مجلس شوراي اسلامي طي جلسه فوق العاده‌اي با اعلام يك ضرب الاجل يك هفته‌اي براي انگليس، هرگونه رابطه سياسي با دولت انگليس را منوط به عذرخواهي مقامات انگليسي و تجديد نظر آنان در مواضع غير اصولي شان نسبت به جهان اسلام و كتاب "آيات شيطاني"، در طول اين يك هفته دانست.
وزير خارجه انگليس ضمن ابراز تاسف از انتشار كتاب آيات شيطاني، خود و دولت متبوع خود را جدا از مسئوليت انتشار اين كتاب دانست، ليكن اين اظهارات و موضعگيري‌ها به خاطر آنكه فاقد عذرخواهي رسمي و علني لندن از مسلمانان بود، وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران در شانزدهم اسفند ماه 67 و در پايان مهلت يك هفته اي مجلس شوراي اسلامي رسما روابط سياسي خود را با انگليس قطع كرد.
وزراي خارجه 46 كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي در 25 اسفند 1367 در قطعنامه پاياني خود كتاب سلمان رشدي را يك اثر كفرآميز اعلام و شديداً آن را محكوم كردند. اين قطعنامه همچنين به تبعيت از حضرت امام، ضمن مرتد خواندن سلمان رشدي، از تمامي كشورهاي عضو خواست اين اثر را در كشور خود ممنوع نمايند. قطعنامه از بنگاه‌هاي ناشر خواست هرچه سريع‌تر اين اثر را از گردش خارج كنند و هر بنگاه انتشاراتي را كه به اين درخواست احترام نگذارد، تحريم نمايند.
14 كشور اروپايي پس از آن يكباره سفراي خود را از ايران خارج كردند و پس از گذشت چند ماه، مجبور به بازگشت به ايران شدند و با شرمساري سفارت خانه‌هاي خود را از نو بازگشايي كردند.
سلمان رشدي از لحظه صدور حكم امام خميني(ره) مخفي شد و پليس انگليس (اسكاتلنديارد) حفاظت از وي را در مكانهائي نامعلوم برعهده گرفت. هزينه‌هاي محافظت از او در سال بين يك تا 10 ميليون پوند تخمين زده مي‌شد؛ در حدي كه يكبار شاهزاده چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام كرد: سلمان رشدي سرباري پرخرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.
همچنين شركت هواپيمايي "بريتيش ايرويز"، حضور رشدي را در هواپيماهاي خود تا سال 1998 ممنوع اعلام كرده بود و شركت هواپيمايي «ايركانادا» چند سال پيش سفر رشدي را با پروازهاي خود غيرممكن اعلام نمود.
سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود، از تجديد چاپ كتاب كفرآميز خود صرف نظر نكرد و زماني كه انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين كتاب (بدون جلد گالينگور و با كاغذ كاهي) نشد، آن را به آمريكا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي‌ آن) به چاپ رساند.
سلمان رشدي در يكي از آخرين كتاب‌هاي خود، به فلاكت و ذلت پس از انتشار كتاب "آيات شيطاني" اشاره مي‌كند. وي در كتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي كتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاكت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز اعدام ناشر نروژي كتابش به اين شكل ياد مي‌كند: «روزي كه ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يكي از بدترين روزهاي عمر من است.»
او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاكم گرديد كه همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند.
حتي كار به جايي رسيد كه تنها چند ماه پس از فتواي تاريخي حضرت امام خميني(ره)، مصطفي مازح جوان لبناني خود را براي اجراي حكم امام خميني به انگليس رساند و در هتل محل نگهداري سلمان رشدي مستقر شد كه پيش از انجام عمليات، بمب منفجر شد و مصطفي در راه اجراي حكم تاريخي اعدام سلمان رشدي به شهادت رسيد.
در سال‌هاي اخير، سلمان رشدي در آمريكا زندگي مي‌كند و علاوه بر آن كه به رياست انجمن قلم آمريكا رسيد، توسط دولت آمريكا محافظت مي‌شود.
اختاپوس رسانه‌اي غرب تاكنون بارها اعلام كرده است كه حكم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است كه هر بار با واكنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، اين مسئله تكذيب و اعلام شد كه حكم يك مرجع قابل نقض نمي‌باشد و حتي پس از فوت او نيز بر همه مسلمانان لازم‌الاجراست. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم‌القتل بودن او تأكيد شد.
در طول 18 سال گذشته، هم رشدي و هم حاميانش در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شايد بتوانند اين حكم تاريخي را شكسته و يا رخنه‌اي در آن ايجاد كنند ولي چيزي عايد آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان مترصد موقعيتي هستند تا به وظيفه انقلابي و شرعي خود عمل كنند.
بوق‌هاي تبليغاتي، محافل مساله‌دار و كساني كه با دريافت پول و رشوه در اين سالها با رشدي همدردي و همراهي مي‌كردند، همه و همه از حيثيت خود سرمايه گذاري كردند ولي نتوانستند براي رشدي چيزي بيشتر از آنچه در ابتدا داشت، يعني برگه حكم اعدام، بدست بياورند، با اين تفاوت كه همه حاميان رشدي به اندازه خود وي در اين زمينه رسوا شده و ثابت كردند كه از دست آنها هم كاري ساخته نيست و سلمان رشدي پنجاه و نه ساله بايد تا ابد از كابوس مرگ ازسوي فرزندان معنوي حضرت روح الله گريزان باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 
 

در سال 1333 سردار رشيد، حاج يدالله كلهر، در روستاي «باباسلمان» شهريار در خانواده‌اي مذهبي و متوسط به دنيا آمد. وي پس از گذراندن دوران كودكي و دبستان به دليل نبود امكانات در روستا، مقطع دبيرستان را در شهريار گذراند. سال 1353 به خدمت سربازي رفت و پس از آن به كار آزاد روي آورد. از ويژگي‌هاي آشكار وي در دوران جواني، كمك به هم‌نوعان خود بود.

كلهر رفتاري بزرگ‌منشانه داشت و مردانگي و شجاعت با جانش آميخته بود. وضعيت سخت زندگي در روستا و ديدن فقر و تنگدستي مردم، آتش عشق به برقراري عدالت و مبارزه را در درون او برافروخته بود. به همين دليل، در نخستين طليعه حركت‌هاي انقلابي، به صف انقلابيون پيوست و با گروهي از جوانان در تصرف پادگان «باغشاه» سابق (ميدان حر كنوني) همت گمارد. يك بار هم در جريان مبارزات انقلاب، هدف اصابت گلوله قرار گرفت و مجروح شد.

پس از پيروزي انقلاب و ضرورت دفاع از كوي و برزن در تشكيل پايگاه‌هاي دفاعي و كميته‌ها در مساجد براي حراست از دستاوردهاي انقلاب در محل سكونت خود، نقش رهبري داشت و با دادن آگاهي به مردم، نسبت به رفع نيازهاي آنان اقدام مي‌كرد.

در شهريور 1358 با تشكيل سپاه كرج به عضويت اين نهاد درآمد و به خاطر شايستگي‌هاي او به عنوان جانشين عمليات سپاه كرج مشغول به خدمت شد. وي در نخستين گروه اعزامي از سپاه كرج به كردستان، سرپرستي گروه را بر عهده گرفت و در آزادسازي شهر سنندج با وجود آن‌كه نيروهاي تحت فرماندهي او پس از پايان مأموريت به كرج بازگشتند، او در منطقه ماند و به فرماندهي عمليات شهر تكاب منصوب شد.

با آغاز جنگ تحميلي، به كرج بازگشت و پس از سازماندهي تعدادي از نيروهاي رسمي و بسيجي، به جنوب رفت و در همان روزهاي نخست جنگ، جبهه «فياضيه» در آبادان را تشكيل داد و مدتها به عنوان فرمانده محور جبهه فياضيه مشغول خدمت شد.

در عمليات «طريق‌القدس» با سمت فرمانده گردان وارد عمل شد كه به دليل نبوغ و رشادت‌ها و خلاقيت‌هايي كه از خود نشان داد، جانشين تيپ «‌المهدي» شد. در عمليات فتح‌المبين، بيت‌المقدس و رمضان، به عنوان فرمانده لشكر 27، مسئول محور و در والفجر مقدماتي، جانشين تيپ نبي‌اكرم(ص) بود. شهيد كلهر در عمليات «كربلاي 5»، قائم‌مقام لشكر ده سيدالشهدا‌(ع) بود كه به درجه رفيع شهادت رسيد.

كلهر در سال 59 ازدواج كرد و ثمره اين ازدواج دختري است كه از نعمت پدر محروم ماند و حتي در زمان حيات كلهر، به دليل وضعيت دوران جنگ و حضور شهيد كلهر در جبهه، طعم محبت پدرانه را نچشيد. در طول جنگ، او چند بار مجروح شد و آخرين جراحتش به اندازه‌اي شديد بود كه درمان آن يك سال طول كشيد.

صلابت، شهامت، صبر و توكل او بر خدا و حضور او در ميادين مختلف از همان دوران جواني از او فرماندهي لايق ساخته بود. شجاعت در ذات او بود. او علمدار رشيد لشكر بود، عمرش در جهاد في سبيل الله گذري شده بود. ضربت‌ها را به جان مي‌خريد تا انقلاب آسيب نبيند. او كمتر حرف مي‌زد، اما هرگاه لب به سخن مي‌گشود، درك عميقش از مسائل و فكر بلند او در بررسي و تحليل قضايا در لابه‌لاي جمله‌هاي كوتاهش آشكار مي‌شد.

در خاطره‌اي، برادرش نقل مي‌كند كه در عمليات «كربلاي 5» دوست و هم‌رزم صميمي شهيد كلهر به نام سيدحسن ميررضي به شهادت مي‌رسد، اين شهادت براي شهيد كلهر خيلي سنگين تمام شد. از آنجا كه ارتباط بسيار نزديك و صميمي با هم داشتند، ايشان بي‌تابي مي‌كردند و در همان منطقه عمليات داخل نفربر رفته بود و با حزن و اندوه و غم از دست دادن يار نزديك خود گريه مي‌كرد. رفقا و دوستان هرچه اصرار كردند ايشان آرام نشد. تا اين‌كه حاج آقا (شهيد) ميثمي او را مي‌بيند، به طرفش مي‌رود و در گوش وي قدري صحبت مي‌كند. شهيد كلهر بلافاصله گريه‌اش قطع مي‌شود و تبسم مي‌كند پس از اين‌كه شهيد ميثمي مي‌رود، دوستان جوياي موضوع مي‌شوند. وي مي‌گويد كه ايشان در گوش من همان حرفي را گفتند كه حضرت رسول اكرم(ص) به حضرت زهرا(س) گفتند و ديري نپاييد كه همين موضوع به واقعيت پيوست و در مرحله بعد عمليات «كربلاي 5» شهيد كلهر به شهدا پيوست.

در مراسم وداع با پيكر شهيد كلهر در اردوگاه كوثر كه در 10 كيلومتري سوسنگرد واقع شده بود، در آن ساعاتي كه شهيد كلهر را در حسينيه اردوگاه تشييع مي‌كردند، براي نخستين و آخرين بار، چادرهاي اردوگاه مورد هجوم نزديك به 25 فروند هواپيما قرار گرفت و به بركت خون شهيد، باعث شد كه هيچ كس در چادر نباشد، وگرنه تعداد زيادي از رزمندگان به شهادت مي‌رسيدند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 
کاریکاتوریست دانمارکی که سال پیش کاریکاتور موهنی از پیامبر اسلام، طراحی کرده بود، کشته شده است. جسد سوخته شده ی این کاریکاتوریست ملعون در اطراف ساختمان روزنامه دانماركي «يولند پوستن»  پیدا شده است.منابع دولت دانمارك هنوز خبر فوق را تاييد يا تكذيب نكرده و در قبال آن سكوت كرده اند. اين فرد كه به نام او و يا نشريه اش اشاره نشده است، طراح 12 كاريكاتور موهن به پيامبر گرامي اسلام (ص) بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 
تحليلگران سياسي و نظامي داخلي و خارجي، عمليات «كربلاي 5» را بارها از زواياي گوناگون و البته از ديد خويش بررسي و ارزيابي كرده‌اند.
در حالي كه كارشناسان سياسي و امور بين‌الملل، با نگرش به ديپلماسي دو كشور ايران و عراق در جنگ و انفعال سياسي و همچنين تزلزل و ضعف روحي نيروهاي عراقي، اين عمليات را عملياتي بزرگ و كليدي به نفع جمهوري اسلامي ايران مي‌دانند كه خروجي آن صدور قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل است، كارشناسان نظامي با توجه به محاسبات نظامي و شناخت انواع جنگ‌هاي آفندي ـ پدافندي، در انگيزه نيروهاي ايراني در انتخاب منطقه عمومي شلمچه براي عمليات بزرگ و همچنين دفاع ديوانه‌وار صدام و نيروهايش در منطقه بسيار كوچك عمليات ـ كه منطقه خشكي آن كمتر از 50 كيلومتر مربع بود ـ در حيرت مانده‌اند كه البته حيرت، چندان هم بي‌دليل نيست!

تفاوت فاحش محور عملياتي «كربلاي 5» با «كربلاي 4» كه از پاسگاه زيد در شمال خرمشهر تا جزيره سهيل در جنوب آبادان ادامه داشت و مي‌توانست در صورت پيروزي، از يك طرف به شكاف عميق ميان لشكر‌هاي عراق و از سوي ديگر به پراكندگي و كاهش محسوس حجم آتش دشمن منجر شود، با اين عمليات كه از سه ضلع ام‌الرصاص ـ بلجانيه و شرق اروندرود و جنوب كانال ماهي، منطقه را زير ديد و آتش داشت، بسيار عجيب و در اولين نگاه، «يك عمليات انتحاري» يا «يك عمليات ايذايي» مي‌نمود.

وجود موانع متعدد نظامي و طبيعي از آب‌گرفتگي عظيم بين دژهاي معروف به «نوني»، اروندصغير، نهر دوئيجي و نهر جاسم و كانال طويل و عريض ماهي و خاكريزهاي معروف مثلثي، پيشروي و نفوذ به بصره را ناممكن مي‌كرد و منطقه را به باتلاقي كه نيروهاي مهاجم را خواهد بلعيد، تبديل مي‌ساخت!
اين بار نيز رزمندگان سلحشور ايراني با نيروي ايمان و خلاقيت‌هاي فردي، خط بطلاني بر دكترين‌هاي نظامي موجود كشيده و حماسه‌اي آفريدند كه به اقرار همه نيروهاي عراقي حاضر در عمليات «كربلاي 5» «چنين كابوسي را در هيچ برهه از جنگ هشت ساله بر خود نديده بودند».

هرچند اين عمليات با حضور چشمگير نيروهاي مردمي، بسيج و هدايت عملياتي سپاه صورت گرفت، تعامل جدي ميان يگان‌هاي زرهي و توپخانه ارتش و سپاه و به ويژه نقش تعيين‌كننده‌ توپخانه ارتش در حمايت عملياتي زميني، گير كردن يگان‌هاي مكانيزه عراق و همچنين نقش هوانيروز قهرمان و نيروي هوايي ارتش را بايد از مهم‌ترين عوامل تأثيرگذار آن دانست؛ عملياتي كه به انهدام بخش عظيمي از ماشين جنگي دشمن منجر شد.
آنچه در اين عمليات از زاويه‌اي ديگر حيرت كارشناسان نظامي را برانگيخت، نوع دفاع و پاتك‌هاي ارتش عراق است كه اصولا عمده تلفات و نابودي‌ تجهيزات ارتش عراق نيز منبعث از اين نوع آرايش بود. در حالي كه از نظرگاه نظامي به ويژه با توجه به مدل دفاعي عراق كه شامل موانع متعدد ايذايي، دژها و خاكريزهاي چندلايه و عنكبوتي و تعبيه دژها و خاكريزهاي دوم و سوم به فرض از دست دادن خطوط مقدم جبهه در عمليات آفند نيروهاي ايراني بود، دفاع سنگر به سنگر و پاتك‌هاي سريع و غيرسازمان‌يافته، بسيار عجيب بود.

چه اين‌كه دشمن به فاصله اندكي در غرب نهر جاسم و كانال ماهي، نخستين خاكريزهاي معروف مثلثي را داشت كه در صورت مستقر شدن در آن خاكريزها و خودداري از عمليات پاتك، گرفتار چنين تلفات سنگين و انهدام تجهيزات نظامي نمي‌شد و در عين حال، مي‌توانست نيروهاي ايراني را كه به صورت نعل اسبي به درون خاك عراق نفوذ مي‌كردند، از جنوب (پتروشيمي بصره) از غرب اروندرود و از شمال كوشك و زيد، زير آتش سنگين قرار دهد.

دفاع سنگر به سنگر و پاتك‌هاي سريع و سازماندهي‌ نشده دشمن، نشان داد كه صدام و فرماندهانش به جاي واكنش مدبرانه، كاملا احساسي،‌ عجولانه و احمقانه در برابر نيروهاي ايران ايستاده‌اند. حماقت آنان به اندازه‌اي بود كه براي عمده نيروهاي داوطلب بسيجي محسوس و در افزايش روحيه آنان بسيار مؤثر بود.
شايد بخشي از اين واكنش، برانگيخته از جنگ رواني بوده كه جمهوري اسلامي ايران در سال 65 به راه انداخت؛ شايعه «سال پايان جنگ، انهدام ارتش عراق و اقامه نماز در كربلا!».

صدام و فرماندهانش كه چند روز پيش از عمليات «كربلاي 5» در عمليات «كربلاي 4» با آتش بسيار سنگين ادوات زرهي، توپخانه و جنگنده‌ها، وحشت و اضطراب خويش را ابراز و به زعم خويش مانع از پيشروي نيروهاي ايران در خاك عراق شده و چند روزي را به جشن و پايكوبي گذرانده بودند، گو اين‌كه از خواب و سرمستي بيدار شده و ديگر بار، وحشت عبور نيروهاي ايران از اروند و جنگ در نخلستان‌ها و كوچه‌هاي بصره، آنان را به تب و تاب انداخته بود مي‌خواستند به هر بهايي، جلوي نيروهاي ايران را سد كنند. و چنين شد كه ده‌ها تيپ و لشكر مكانيزه عراق، يا اسير آتش توپخانه سنگين ارتش جمهوري اسلامي شدند و يا در باتلاق شلمچه در تيررس مستقيم آتش رزمندگان قرار گرفتند و در اصل ماشين جنگي دشمن با بي‌درايتي صدام و فرماندهانش در شلمچه به دست رزمندگان ايران منهدم شد.

اما عجيب‌ترين بخش عمليات كه كارشناسان نظامي و علوم استراتژيك تاكنون پاسخي براي آن نيافته‌اند، نفوذ رزمندگان اسلام از كيلومترها آب‌گرفتگي، گذر از ميان چند لايه مين و سيم خاردار، خورشيدي‌ها و كمين‌هاي شناور دشمن، ورود به دژ اصلي و عقب راندن دشمن از جزاير بوارين دام الطويل در جنوب و پنج ضلعي و نهر جاسم در شمال و غرب بود؛ عملياتي عجيب و غريب كه حدود سه ماه (با احتساب عمليات تكميلي و كربلاي 8) طول كشيد و آنچنان در عرصه بين‌المللي درخشيد كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد را واداشت در يك گام به عقب و پذيرش بخشي از خواسته‌هاي به حق جمهوري اسلامي ايران قطعنامه 598 را صادر كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  | 

فضايل ناگفته آيت‌الله تبريزي

در آن خيل جمعيت كه براى تشييع آمده بودند، گريه‌هاى پير مرد سوز ديگرى داشت؛ يك چشم اشك بود و يك چشم خون. پير مرد را مى شناختم. از قديمى‌هاى قم بود و در خيابان چهارمردان مهر و تسبيح مى فروخت. پير مرد از دار دنيا تنها يك پسر داشت؛ عباس، كه در كربلاى پنج شهيد شد. دوستان عباس مى‌گفتند كه در جزيره بوارين به شهادت رسيد و پيكرش وقتى بر گشت، سرى در بدن نداشت. هنوز كه هنوز است اهالى خيابان چهار مردان وقتى ياد عباس مى‌افتند به يادش غرق اشك مى شوند. راستى هم كه همين است؛ وصف جوانى كه سر سفره پدر و مادر بزرگ شده باشد. جوانى كه در آن سال‌هاى جنگ، كارهاى قشنگ مى كرد. وقتى در جنگ بود كه هيچ، اما وقتى بر مى گشت امين محله بود و حتى مسئوليت تهيه نان اغلب همسايه‌ها با او بود. القصه، يكى از همسايگان منزل پدرى عباس، آميرزاجواد آقا بود. مرجع بزرگى كه هر وقت عباس را مى ديد لب به تبسم مى گشود و بر شانه عباس مى زدكه، تو يك روز شهيد مى شوى، دير و زود دارد، سوخت و سوز ندارد!
***
راز اشك‌هاى مدام پدر عباس به صفا و اخلاص آميرزا جواد آقا بر مى گشت... و به سال‌هاى دور. به آن روز كه خبرشهادت عباس را آوردند. آيت‌الله آن روز‌ها هم مرجع بزرگى بود و شهره آفاق. مراجعان بيت ايشان فقط محدود به شهرهاى ايران نبود و چه بسيار مقلد كه از ديگر كشورها داشت. در درس آيت الله، نظم، حرف اول را مى زد ولى آن روز همين كه خبررا شنيد درس را نيمه كاره رها كرد و براى عرض تسليت رفت منزل پير مرد؛ بى هيچ تكلفى و بى هيچ همراهى. حرف‌هايى به پيرمرد زد و سر آخر گفت: براى مراسم ختم كسى را براى سخنرانى دعوت نكن!
***
همه در بهت و حيرت فرو رفته بودند. انصافاً عجيب هم بود؛ مرجع تقليدى با آن همه كار و مشغله، با آن همه كلاس درس و بحث، با آن همه مقلدى كه داشت و با آن همه مراجعه كننده، شده بود سخنران مراسم شهادت عباس. كم هم نگذاشت. چنان از مقام شهيد و شخص عباس گفت كه كمتر كسى در مسجد، آرام نشسته بود. سخنرانى هم كه تمام شد مانند يك پروانه، گرد شمع پير مرد مى گشت و اين، حكايت سال‌هاى درازى بود. حكايت يك عمر خدمت، آن هم در لباس مرجعيت. مرجعى كه در همان سخنرانى مى‌گفت: مرجع ما عباس است. مرجع ما شهيدانند. همين بسيجيان!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت   توسط گروه آمادگان شهادت  |